معماري كاروانسراها

از بررسي كارواسراهاي سراسر ايران چنين بر مي آيد كه اساس معماري كاروانسراهاي ايران ، مانند ساير بناها ، تابع شيوه ، سنت و سبك رايج زمان بوده است . با اين ترتيب مي توان پنداشت كه كاروانسراهاي پيش از اسلام نيز تابع شيوه معماري زمان بوده و معماري خاصي نداشته است .
ولي ذكر اين نكته ضروري است كه شيوه معماري ، محل و منطقه ، مصالح ساختماني و موقعيت جغرافيائي نقش موثري در ايجاد اينگونه بناها داشته است شيوه ساختمان و معماري كاروانسراها از روزگار كهن تا به امروز دگرگوني بسيار نيافته و معمولا سبك بناي آنها همان ايجاد باره بند ها و اطاقهايي است.كه پيرامون حياط محصور،ساخته‎مي‎شده‎است.و لي‎درطرح‎و خصوصيات هر كدام ويژگي هائي بچشم مي خورد . چنانكه انواع ساباط ساده تا كاروانسراهاي بزرگ با طرحهاي جالب معماري است كه در گوشه و گاهي در ميان اضلاع ديواره هاي آن برجهاني قرار گرفته بطوريكه دروازه ميان دو برج يا شبه ستون جاي دارد و داراي سر دري است كه گاهي بر فراز آن ساختمان دو طبقه اي ساخته اند . در كاروانسراها اطاق هاي مسافران معمولا پيرامون حياط ساخته ميشده و پشت آنها اصطبل قرار داشته كه درب ورودي اصطبل ها در چهار گوشه داخلي بنا قرار داشته و گاهي در ايوان ورودي حياط باز مي شده است.
در دوره صفوي طرح معماري كاروانسراها متنوع گرديد و علاوه بر كاروانسراهاي چهار ايواني نوع كوهستاني ، مدور – هشت ضلعي و كويري بر طبق موقعيت جغرافيائي و مكاني احداث گرديد و. در دوره هاي زنديه، افشاريه و قاجاريه احداث كاروانسراها بشيوه گذشته ادامه پيدا كرد . از نظر طرح و نقشه كاروانسراها ي بشيوه گذشته ادامه پيدا كرد . از نظر طرح و نقشه كاروانسراهاي دوره ياد شده عموما از نوع چهار ايواني بوده و از لحاظ مصالح ساختماني نيز بر خلاف دوره متقدم كه از كه آجر و سنگ بوده اغلب از خشت استفاده شده است . همچنين بسياري از كاروانسراهاي دوره صفوي در عهد قاجاريه در طول 25 قرن كاروانسراها در ايران در مكان هاي دور افتاده مأوي و مسكن موقتي براي كاروانيان بوده ولي امروزه مهمانخانه و هتل جاي كاروانسراها را گرفته است .
آثاري كه از كاروانسراهاي كهن بدست آمده نشان مي دهد كه اطاق هائي براي نگهبانان ، كاروانسرا دار يا مامورين ساخته مي شده است . ولي كاروانسراهاي تجارتي داخل شهرها عموما دوطبقه بودند . در دو طرف دروازه ورودي داخل كاروانسرا نيز معمولا اطاق هائي براي پاسداران و كاروانسرا دارساخته مي شده است.
معمولا هر كاروانسرا داراي چاه آب و آب انباري است كه گاهي در وسط كاروانسرا در زماني خارج از محوطه جهت تامين آب مورد نياز مسافران ساخته شده است.آب انبارها از نظر معماري به اشكال مختلف ساخته مي‎شدند بعضي داراي شكل مستطيل باسقف ساده و بعضي مواقع در خارج كاروانسرا و بعضي مواقع در خارج كاروانسرا ساخته مي شدند مثلا آب انبارهاي كاروانسرا هاي خليج فارس همه بيرون از بنا قرار دارند . درحاليكه در مناطق مركزي عموما در داخل كاروانسراها براي رفع نيازمنديها مسافرين ، حتي نانوائي ، قصابي، آسياب ، نماز گاه و يك سري دكان جهت خريد فروش كالاهاي كارواني وجود داشت.
براي مثال مي توان از كاروانسراي دير گلچين در جنوب تهران در حاشيه كوير-وكاروانسراي‎مهيار واقع در جاده اصفهان شيراز نامبرد .
كاروانسراهاي حاشيه كوير نواحي مركزي ايران دراي بادگير است كه فصل تابستان هواي خنك را به اطاقهاي كاروانسرا مي رساند.
بادگيرها عموما در جهت مقابل دروازه ورودي روي ايوانها ساخته مي شده اند ، مانند رباط زين الدين در جاده يزد – كرمان و كاروالنسراي جوكار در نزديكي طبس .
در بسياري از كاروانسراها بخصوص از دوره صفويه به بعد بخاري ديواري يا مكاني براي بر افروختن آتش تعبيه شده است محل بخاري هاي ديواري يا در اطاق ها ساخته مي شده يا در محل هاي سر پوشيده . بيرون اطاق ها و همچنين بخاري هاي مرتفعي در اصطبل ها براي گرم شدن حيوانات ايجاد مي شده است كه جاي آن اغلب در پشت ديوار اطاق هاي مسكوني مسافرين بوده است . در كاروانسراهاي نوع كوهستاني اهميت بخاري به حدي بوده كه محل وسيعي را براي قرار دادن آتش و بخاري انتخاب كرده‎اند .
آبريز گاهها معمولا در گوشه حياط كاروانسرا و در زير يا داخل برجها ساخته مي شده است .
مصالح ساختماني اصلي بناي كاروانسراها در ايران از سنگ و آجر بوده است سنگ به دو صورت مورد استفاده قرار مي گرفته . در بعضي موارد سنگ ها كاملا استادانه تراش داده مي شده و در برخي اوقات از قطعات كوچك سنگهاي نتراشيده استفاده مي كردند . در بعضي نقاط نيز از تلفيق سنگ و آجر پي بنا را مي ساخته اند . نماي خارجي و داخلي عموما از آجر بوده است. در برخي از كاروانسرا ها از خشت و يا بلوك هاي خشتي استفاده مي شده است .
سقف اغلب كاروانسراهاي ايران نوك تيز و شيب دار است. بام ها اكثرا مسطح و باشيب كم ساخته شده اند و در قسمت هائي كه اطاق هاي بزرگ دارند سقف ها شكل قوسي دارند .
آب باران بوسيله ناودانها ئي كه در روي ديوار خارجي كاروانسرا ساخته مي‎شد به بيرون از كاروانسرا هدايت مي گرديد ولي دربعضي‎از كارونسراها نيز ناودانهائي كه در ديوار هاي حياط داخلي كار گذشته شده مشاهده شده است . تمامي درها و پنجره ها و تو رفتگي ديوارهاي حياط و اطاقهاو ايوانها در زمان صفويه با سقف هلالي ساخته شده اند بسياري از كاروانسراها همانند بناهاي مذهبي همدوره خود داراي تزئينات معماري مانند : آجر كاري – كاشيكاري – گچ بري و سنگ كاري مي باشد . تزئينات عموما در نماي خارجي كاروانسراها در قسمت دروازه ورودي ، طاقنما ها و ايوانها بكار مي رفته است . از كاروانسرا هائيكه داراي تزئينات جالب توجهي مي باشند . مي توان رباط شرف – رباط چاهه ، مهيار ، رباط پسنج و كاروانسراي گذر نام برد .
از نظر معماري كاروانسراهاي ايران متنوع بوده معماران ايران از طرح ها و نقشه هاي گوناگوني براي ايجاد كاروانسراها استفاده كردند .
تنوع طرح و نقشه هاي كاروانسرا هاي ايران ايجاب مي نمايد كه اين كاروانسراها برگروه هاي مختلف تقسيم گردند و خصوصيات و ويژگي هاي هر گروه جداگانه مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد .
آرتور ابهام پوپ معتقد است كه :
«احداث و ايجاد كاروانسراها در ايران پيروزي بزرگ معماري ايران است و در هيچ جاي دنيا كاربرد و ويژگي هاي خاص معماري آن را نمي توان ديد ».
مطالعاتي كه توسط ماكسييم سيرو درباره طبقه بندي كاروانسراهاي ايران در دوره صفوي و بعد از آن انجام گرديده و تقسيم اين بناها به دو گروه كاروانسراهاي كوهستاني و كاروانسراهاي حياط دار دشت كافي براي شناخت همه كاروانسراهاي ايران نيست.از آنجايي كه احداث كاروانسراهاي ايران به دلايل گوناگون شكل و گسترش يافته شايسته است تمامي دلايل آن از شرايط آب و هوائي ، تا شيوه معماري منطقه اي مورد بررسي قرار گيرد.
در درجه اول كاروانسراهاي ايران را مي توان به گروهاي ذيل تقسيم بندي نمود:
الف) كاروانسراهاي كاملا پوشيده منطقه كوهستاني .
ب) كاروانسراهاي كرانه هاي پست خليج فارس .
ج) كاروانسراهاي حياط دار مناطق مركزي ايران .
گروه سوم از نظر پلان به انواع مختلف تقسيم بندي مي شوند:
از نظر معماري با اينكه طي قرنها پيشرفت هائي از لحاظ فرم بنا در ساختمان كاروانسراها بوجود آمده و علي رغم شباهت زيادي كه بين بنا هاي هر گروه ديده مي شود . ولي در جزئيات هر يك ويژگي هائي به چشم مي‎خورد كه از نظر تنوع حيرت آور است .


 

كاروانسرا و چاپارخانه

خلاصه: بررسي اقليمي، معماري و كاربرد كاروانسرا ها و چاپارخانه ها. توضيح انواع آن ها و پراكنش جغرافيايي آن ها، نحوه كار كرد و كاربرد و نحوه اجرا و مصالح آن ها.
كلمات كليدي: كاروانسرا، چاپارخانه.

كتاب: بررسي اقليمي ابنيه سنتي ايران
نويسنده: دكتر وحيد قباديان
ناشر: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

دكتر وحيد قباديان
در سال 1335 در تهران متولد شد. ديپلم خود را در رشته رياضي در 1354 از دبيرستان البرز دريافت كرد. وي دوره ليسانس و فوق ليسانس خود را در رشته معماري در دانشگاه ايالتي اهايو در آمريكا گذرانيد و دكتري خود را در سال 1379 در همين رشته از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت كرد.
دكتر قباديان به مدت دو سال در دانشگاه ايالتي اهايو و از سال 1364 تاكنون در دانشگاه هاي مختلف كشور تدريس نموده است. وي سخنراني هاي متعددي در زمينه معماري اقليمي و معماري معاصر در مجامع دانشگاهي و تخصصي ايراد كرده است.
وي همچنين مقالات مختلفي را در زمينه معماري اقليمي و معاصر در نشريات علمي و حرفه اي منتشر كرده است.
وي كتاب هايي را تاليف يا ترجمه كرده است كه پاره اي از آن ها بدين عناوين هستند:
- طراحي اقليمي، دانشگاه تهران
- بررسي اقليمي ابنيه سنتي ايران، دانشگاه تهران
- مباني و مفاهيم در معماري معاصر غرب، دفتر پژوهش هاي فرهنگي
- معماري پرش كيهاني، دانشگاه آزاد اسلامي

1- مقدمه

كاروانسرا ها، مهمان خانه هاي بين راهي كشور ايران در طي قرون متمادي گذشته بوده و سابقه آن به دوره هخامنشي يعني بيش از دو هزار و پانصد سال قبل مي رسد. در مسير راه هاي مهم بين شهري، كاروانسرا ها به فاصله مسافتي كه كاروان در يك روز مي توانسته طي كند، ساخته مي شده است.

به دليل خشكي نسبي آب و هوا در بخش عمده اي از كشور ايران و دور بودن شهر ها و آبادي ها از يكديگر، وجود نقاطي جهت استراحت و تهيه آذوقه در بين راه، امري حياتي و ضروري بوده و بدون وجود اين ايستگاه ها، طي طريق و ارتباط بين مناطق مختلف كشور غير ممكن بوده است.

از آنجايي كه در دوره پيش از اسلام، خصوصاً در زمان پادشاهي هخامنشي، وسعت مملكت ايران بسيار زياد بوده و كنترل اين امپراطوري وسيع احتياج به خطوط ارتباطي منظم و مطمين داشته، مورخين يونان باستان مانند هرودت و گزنفون از وجود راه هاي امن و كاروانسرا هاي خوب در ايران خبر مي دهند. هرودت در مورد راه هاي امپراطوري هخامنشي مي نويسد: «واحد مقياس راه ها پرسنگ است و به مسافت هر چهار پرسنگ منزلي تهيه شده موسوم به ايستگاه؛ در اين منازل مهمان خانه هاي خوب بر پا گرديده.» (1) ۞


شكل 1: پلان كاروانسراي دروازه گچ مربوط به دوره ساساني. اين نوع پلان با حياط مركزي، الگوي ساير كاروانسرا هاي ايران در دوره هاي بعدي بوده است.

در دوره حكومت اشكاني و ساساني نيز وجود راه هاي امن و كاروانسرا هاي مناسب امري ضروري براي اداره كشور پهناور ايران در اين دوره تاريخي بوده است. خصوصاً از آنجايي كه ايران در مسير تجارت بين المللي بين خاور دور از يك سو و سواحل مديترانه و اروپا از طرف ديگر قرار داشته و بخش عمده اي از مسير تجاري جاده ابريشم از سرحدات شمالي ايران مي گذشته، تامين امنيت و رفاه بازرگانان در اين مسير طولاني كه منبع درآمد مهمي براي دولت بوده، امري لازم و ضروري بوده است.

از دوره پادشاهي هخامنشي و اشكاني كاروانسراي شناخته شده اي در ايران باقي نمانده است، ولي از زمان ساسانيان تعداد معدودي كاروانسرا باقي مانده كه الگوي كاروانسرا هاي بعدي در دوره اسلامي قرار گرفته است. از قديمي ترين كاروانسرا هاي ايران مي توان از كاروانسراي دروازه گچ ( شكل 1) (2) ۞ نام برد. پايه ها و بخشي از ديوار هاي اين كاروانسرا كه با سنگ و آهك ساخته شده هنوز باقي است. اين بنا داراي يك حياط مركزي و تعدادي دالان در اطراف حياط است.

ماكسيم سيرو (3) ۞ در كتاب خود به نام «كاروانسرا هاي ايران و ساختمان هاي كوچك ميان راه» مي نويسد: «در اواخر دوران ساساني دو نوع كاروانسرا در سرزمين ايران شناخته مي شد. يكي از آنها شامل حياطي بوده كه در اطرافش يك نوع دالان عريضي براي چهارپايان ساخته بودند مانند كاروانسراي دروازه گچ .... نوع دوم شامل تالار هاي مستطيلي است كه در اطراف حيات مركزي قرار گرفته اند و اين از خصوصات كاروانسرا هاي ايراني است .... در آن كاروانسرا هاي نوع اول مسيله اقامت مسافران تقريباً ناديده گرفته شده است» (4) ۞

در دوره اسلامي پلان اين دو نوع كاروانسرا به نحو بسيار منطقي اي تلفيق مي شود به صورتي كه در اطراف حياط مركزي، اطاق هاي كاروانيان و در پشت آنها دالان هاي عريضي براي نگهداري چهارپايان احداث مي گردد و مانند بناي كاخ هاي اشكاني و ساساني، در اغلب كاروانسرا ها در اطراف حيات مركزي دو و يا چهار ايوان مي سازند. اين سبك كاروانسرا هاي ايراني مورد تقليد بسياري از كشور ها مانند پاكستان، افقانستان، هند و نواحي آسياي ميانه قرار گرفته است.

2- شكل كاروانسرا در اقليم هاي مختلف ايران

گرچه حياط مركزي شكل غالب كاروانسرا هاي ايران است، ولي در مورد اين نوع ابنيه نيز مانند ساختمان مساجد و مدارس، با توجه به اقليم هر منطقه از ايران، گوناگوني هاي مختلف جهت تطبيق با شرايط اقليمي از لحاظ فرم و نوع مصالح ديده مي شود.

2-1- كاروانسرا در سواحل جنوبي درياي خزر

تعداد كاروانسرا ها در سواحل جنوبي درياي خزر در مقايسه با ساير مناطق اقليمي ايران نسبتاً كمتر است. در اين سواحل بارندگي زياد، شرايط آب و هوايي معتدل، آباد بودن كل منطقه، جمعيت نسبتاً زياد و بر خلاف ساير مناطق اقليمي ايران، نزديك بودن مراكز جمعيت، جملگي باعث شده تا نيازي به كاروانسرا هاي بين راهي به تعداد بسيار نباشد. با توجه به كاروانسرا هاي باقي مانده مشاهده مي شود كه اغلب كاروانسرا ها در اين منطقه در مسير ارتباطي بين فلات مركزي ايران و شهر هاي اين سواحل بوده است.


شكل 2: پلان كاروانسراي امامزاده هاشم از نوع چهار ايواني در جنوب رشت مربوط به دوره صفويه.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

همچنين مشاهده مي شود كه كاروانسرا ها در اين سواحل به تبعيت از فرم كلي كاروانسرا ها در مناطق گرم و خشك ايران، به صورت بنايي با حياط مركزي ساخته شده است. در اينجا بايد گفت كه اگرچه فرم حياط مركزي با فضاي محصور داخل حياط كه امكان كوران هوا در داخل اطاق ها و اصطبل ها را كاهش مي دهد، از لحاظ اقليمي براي اين منطقه چندان مناسب نيست؛ ولي از جهت ايمني و حفاظت از بنا در مقابل راهزنان و مهاجمان، فرم بسته و كاملاً محصور كاروانسرا منطقي و صحيح مي باشد.

با وجودي كه فرم كلي بنا كاملاً محصور مي باشد، ولي محل استقرار مسافران به صورت ايوان است و به اين ترتيب كوران هوا كه امري ضروري جهت تامين آسايش انسان در اين اقليم است، تا حدي براي مسافران فراهم بوده است.


شكل 3: پلان كاروانسراي لات از نوع چهار ايواني در 28 كيلومتري جنوب رشت مربوط به دوره قاجاريه. محل استقرار مسافران در اين شكل و شكل 2 را با اشكال 9 و 13 مقايسه كنيد.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

در اين منطقه نوسان درجه حرارت در طي شبانه روز و همچنين در طي سال نسبت به مناطق مركزي ايران بسيار كمتر است؛ و لذا اين ايوان ها مي توانسته در اغلب مواقع سال مورد استفاده مسافران قرار گيرد. البته تعدادي اطاق نيز براي مواقعي كه هوا سرد بوده و يا براي استفاده افراد متشخص ساخته شده است. سكو هاي داخل اصطبل ها نيز در مواقع سرد سال مي توانسته جهت استراحت مورد استفاده افراد عادي قرار گيرد (اشكال 2 و 3).

از لحاظ فرم قوس ها و طاق ها نيز همانند كاروانسرا هاي مناطق مركزي ايران، از قوس هاي جناغي و طاق و تونيزه و طاق كلمبه براي احداث اين كاروانسرا ها استفاده مي شده و به احتمال بسيار زياد، اين كاروانسرا ها توسط معماران و بنايان شهر هاي فلات مركزي ايران ساخته شده است. نوع مصالح مورد استفاده نيز بر خلاف مصالح بومي كه عمدتاً چوبي و الياف گياهي بوده، از مصالح پايدار مانند آجر و سنگ و ملات هايي از نوع آبي مانند آهك و ساروج كه در مقابل رطوبت و بارندگي مقاوم مي باشند، بوده است.

2-2- كاروانسرا ها در كرانه شمالي خليج فارس و درياي عمان

اگرچه در اين سواحل اكثر امور تجاري از طريق راه هاي آبي بوده، ولي انتقال كالا از بنادر به داخل كشور نياز به جاده و بالطبع كاروانسرا داشته و كاروانسرا هاي نسبتاً زيادي بين بنادر خليج فارس و درياي عمان و شهر هاي مركزي ايران وجود داشته است. اين مطلب تا به امروز عينيت دارد و ملاحظه مي شود كه در حال حاضر نيز جاده هاي ارتباطي از بنادر جنوبي كشور به شهر هاي مركزي ايران بسيار بهتر و مجهزتر از جاده هاي موجود بين بنادر اين كرانه مي باشد.


شكل 4: پلان و مقطع كاروانسراي يونگي در نزديكي بندرعباس مربوط به دوره صفويه.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

جهت فراهم نمودن شرايط آسايش در اين منطقه، احتياج به كوران هوا و سايه مي باشد. لذا در رابطه با فرم كالبدي كاروانسرا هاي اين سواحل مشاهده مي شود كه «اين كاروانسرا ها عموماً فاقد حياط مركزي بوده و شامل بنايي چهارگوش است با اطاق مركزي صليبي شكل و اطاق هاي جانبي. يك سكوي سنگي دورادور ساختمان ساخته شده و همه اطاق ها به خارج بنا راه دارند.» (5) ۞ به اين طريق كوران دو طرفه هوا در فضاي داخل كاروانسراميسر مي گرديده است (اشكال 4 و 5).


شكل 5: پلان و مقطع كاروانسراي موخ احمد در نزديكي بندرعباس مربوط به دوره صفويه.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

البته اين نوع كاروانسرا ها در عهد صفويه ساخته شده اند و آقايان «يوسف كياني» و «ولفرام كلايس» (6) ۞ كه دو جلد كتاب بسيار ارزنده در مورد كاروانسرا هاي ايران به رشته تحرير درآورده اند اظهار مي كنند كه پس از دوره صفويه كه آرامش نسبي سياسي ايران از بين رفت و ناامني بر بخش هاي زيادي از كشور حكم فرما شد «تغييراتي در اين نوع كاروانسرا ها به وجود آمد، مثلاً در چهار گوشه بنا برج هاي دفاعي ساخته شد و يا راه دالان ها به خارج مسدود گشته است.» (7) ۞ و لذا در مواقع ناامني، حفاظت از جان و مال مسافران مهمتر از تامين شرايط آسايش فيزيكي آنها بوده است.

در اين كاروانسرا ها آب انبار در خارج از كاروانسرا و آب مورد نياز آن مانند ساير آب انبار هاي اين سواحل، از طريق جمع آوري آب باران تامين مي شده است.

 

 

.

2-3- كاروانسرا در نواحي كوهستاني و مرتفع


شكل 6: پلان كاروانسراي امامزاده هاشم در جاده آبعلي مربوط به دوره صفويه.

كاروانسرا ها در نواحي سرد كوهستاني جهت مقابله با سرماي شديد زمستان، غالباً فاقد حياط مركزي بوده اند و به جاي حياط مركزي، داراي يك تالار وسيع جهت اسكان مسافران و در اطراف آن دالان هاي سرتاسري به منظور نگهداري چهارپايان بوده اند (اشكال 6، 7 و 8).

خصوصيات كالبدي اين گونه كاروانسرا ها كه بر اثر شرايط اقليمي و به منظور حفظ حرارت در داخل ساختمان شكل گرفته، به طور كلي بدين قرار است:

1- نسبت ارتفاع به طول و عرض اطاق ها كم مي باشد، مخصوصاً ارتفاع اصطبل در اكثر موارد بسيار كوتاه است تا احتياج به سوخت كمتري جهت تامين حرارت باشد.

2- با قرار دادن تالار مركزي و يا اطاق هاي مسافران در وسط ساختمان و اصطبل ها در اطراف آن، فضاي اصطبل به عنوان فضاي حايل بين محيط گرم داخل كه بايد در حد آسايش انسان باشد و محيط سرد خارج عمل مي كند.

3- فضاي بخاري و آتشدان در اين كاروانسرا ها نسبت به ساير كاروانسرا ها بسيار بزرگتر بوده و اهميت بيشتري دارد. معمولاً در فضاي مركزي بنا يك يا چند آتشدان بزرگ جهت تامين حرارت مورد نياز مسافران قرار داشته و در قسمت اصطبل نيز براي چهارپايان بخاري هاي ديواري به مقياس كوچكتر وجود داشته است. البته جثه نسبتاً بزرگ چهارپايان و تعداد زياد آنها باعث گرم شدن هواي اصطبل مي گرديده و بخاري هاي اصطبل فقط در مواقعي كه سرماي خارج زياد بوده روشن مي شده است.

4- پايه ها و ديوار هاي اين كاروانسرا ها اكثراً سنگي است كه از محيط اطراف كاروانسرا تهيه مي شده و مصالح مورد استفاده در طاق هاي قوسي بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي شبلي، آجري ( شكل 8)، و بعضي ديگر مانند كاروانسراي امامزاده هاشم و كاروانسراي گامبوش، سنگي مي باشد (اشكال 6 و 7). لذا از آنجايي كه طاق ها با مصالح بنايي ساخته مي شده، احتياج به پايه ها و ديوار هاي قطور جهت تحمل بار طاق ها بوده و در نتيجه جرم حرارتي كالبد اين كاروانسرا زياد مي باشد كه خود در جهت تعديل دماي داخل ساختمان در طي شبانه روز و همچنين كاهش تبادل هدايتي حرارت بين داخل و خارج ساختمان بسيار موثر است.


شكل 7: برش و پلان كاروانسراي گامبوش در جاده آمل. جهت كاهش تبادل حرارتي با محيط سرد خارج، نيمي از ارتفاع اين ساختمان در زير زمين قرار دارد.

5- از جهت رعايت ايمني در مقابل مهاجمان و دزدان قلعه، اين كاروانسرا ها كاملاً محصور و به شكل مكعب مستطيل نزديك بوده اند و در نتيجه سطح تماس پوسته خارجي ساختمان با فضاي خارج كاهش يافته و تبادل حرارتي كمتري بين داخل و خارج بنا صورت مي گيرد.

6- بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي گامبوش (شكل 7)، تا نيمه در داخل زمين قرار گرفته اند كه اين نيز در جهت كاهش سطح تماس فضاي گرم داخل و محيط سرد خارج تاثير بسزايي دارد.


شكل 8: پلان كاروانسراي شبلي در جاده تبريز به ميانه مربوط به دوره صفويه. به سطح وسيع اصطبل ها در مقايسه با محل استقرار مسافران توجه كنيد.

7- بازشو هاي اين ساختمان ها بسيار اندك و كوچك مي باشند و در ورودي بنا غالباً از طريق يك هشتي در مقابل سرماي خارج محافظت مي شود. بدين ترتيب هواي كمتري از داخل به خارج ساختمان و بالعكس جابجا مي گردد. لازم به ذكر است كه هميشه سعي بر اين بوده كه در ورودي كاروانسرا در مقابل باد هاي سرد زمستاني قرار نداشته باشد.

8- در اكثر اين كاروانسرا ها چند دريچه در بالاي طاق ها قرار داشته و نور و تهويه مورد نياز ساختمان از اين طريق تامين مي شده است. البته در شب ها و در مواقع طوفاني اين دريچه ها بسته مي شده است.

2-4- كاروانسرا در دشت هاي فلات

زيباترين، مجلل ترين، وسيع ترين و بيشترين تعداد كاروانسرا ها در دشت هاي فلات ساخته شده و اكثر قريب به اتفاق آن ها داراي يك حياط مركزي و دو و يا چهار ايوان بزرگ در جوانب حياط مي باشند. در اين كاروانسرا ها اطاق مسافران در اطراف حياط مركزي و اصطبل ها در پشت اطاق مسافران احداث شده است.

اطاق مسافرين معمولاً چند پله بالاتر از حياط بوده تا هم از ورود آب و گل به درون اطاق ها جلوگيري شود و هم از گرد و خاك كف حياط قدري دورتر باشند. در اطاق ها و حياط، ايواني به عرض حدوداً دو متر قرار داشته. مساحت اطاق ها غالباً از ده الي دوازده متر مربع تجاوز نمي كرده است. نور و تهويه اطاق ها از طريق بازشوي در ورودي و بعضاً پنجره آن تامين مي شده است.


شكل 9: پلان چهار ايواني كاروانسراي باغ شيخ در 10 كيلومتري شرق ساوه مربوط به دوره قاجاريه. به سطح وسيع اصطبل ها در مقايسه با اطاق مسافران توجه كنيد.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

استاد محمد كريم پيرنيا نقل كرده اند كه اين اطاق ها در نداشته اند و در تابستان بازشوي آن توسط پارچه و در زمستان توسط زيلو پوشيده مي شده است. (8) ۞ در اكثر اطاق ها، خصوصاً در كاروانسرا هاي مناطق شمالي، بخاري ديواري براي گرم كردن فضاي اطاق و پخت و پز وجود داشته است.


شكل 10: نماي ورودي كاروانسراي باغ شيخ در شرق ساوه. طبقه بالاي ورودي معمولاً مختص كاروانسرادار (سرادار) و كاروانسالار (رييس كاروان) بوده است.

بهترين و بزرگترين اطاق ها يا در پشت ايوان اصلي و يا در چهار زاويه كاروانسرا احداث مي شده است. ايوان رويروي در ورودي با اطاق مجلل پشت آن غالباً شاه نشين و بهترين اطاق كاروانسرا بوده است. بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي شرف در جاده سرخس - مشهد از دوره سلجوقي داراي دو حياط بوده كه يكي مختص عامه مردم و ديگري جهت اشخاص معتبر بوده است (شكل 12).

تاورنيه مي نويسد: "كاروانسرا ها مهمان خانه مشرق زمين هستند و با سبك مهمان خانه هاي ما خيلي فرق دارند. نه آن لوازم راحت و آسايش در آنها يافت مي شود نه آن پاكي و تميزي. بناي آن مربع است. تقريباً مثل محوطه دير ها و معمولاً يك طبقه هستند. بناي دو طبقه به ندرت ديده مي شود. يك درب بزرگ مدخل آن است و در وسط سه ضلع ديگر، يك تالار با يك طاق بزرگي ساخته شده كه مخصوص منزل محترمين است كه شايد آنجا منزل كنند.

در دو سوي تالار هاي وسط، اطاق ها و هجرات كوچكي است كه هر كس يكي از آنها را اختيار مي كند. اين هجرات در طول اضلاع در سه پا از زمين حياط مرتفع تر و در يك خط بنا شده اند و طويله ها در عقب و پشت اطاق ها واقع هستند. گاهي طويله ها هم براي منزل كردن به راحتي اطاق ها مي شوند. اغلب مسافرين در زمستان بيشتر ميل به اقامت در طويله ها مي كنند به جهت اينكه گرم است. طويله ها هم مثل تالار ها و هجرات، همه طاق پوش هستند و از هجرات كاروانسرا يك پنجره كوچك به طرف آخور طويله باز مي شود كه شخص مي تواند از آنجا نگاه كند و ببيند اسبش را خوب پرستاري مي كنند يا نه؟


شكل 11: نماي حياط مركزي و اطاق هاي كاروانسرا باغ شيخ. ورودي اصطبل در سمت چپ عكس ديده مي شود.

اخيراً در پشت آخور هاي طويله سكويي بسته شده كه سه چهار نفر مي توانند قطار بخوابند و اغلب نوكر ها روي آن سكو ها طبخ مي كنند.

فرش و تختخواب و لوازم طباخي تمام بايد همراه مسافر ها باشد و آذوقه و ارزاق هم هرچه بخواهد از نان و روغن و ميوه به اقتضاي فصل به قيمت خوب از كاروانسرادار يا دهاتي هاي اطراف كه بر راه مي آيند، بايد خريداري نمايند. كاه و جو هم براي اسب ها هست مگر در چند منزل كه نبود.

در بيابان از بابت اجاره هجرات كاروانسرا ها چيزي از مسافر نمي گيرند و در شهر ها وجه دريافت مي دارند كه خيلي مختصر است.

معمولاً كاروان داخل كاروانسرا نمي شود، به جهت اينكه گنجايش اين همه جمعيت را ندارد و از حيوان و آدم در هر كاروانسرا بيش از يكصد سوار، نمي تواند منزل نمايد. همين كه وارد مي شوند هر كس حق دارد براي خود يك حجره انتخاب نمايد. غني و فقير يكسان هستند و تفاوت درجه و مرتبه در اين مكان ها منظور نمي شود." (9) ۞

در بعضي از كاروانسرا ها خدمات جنبي نيز ارايه مي شده است؛ مانند كاروانسراي مهيار (10) ۞ كه داراي آسياب، نمازخانه، نانوايي، چايخانه و يك بازارچه بوده (شكل 13)؛ و يا كاروانسراي ميبد (11) ۞ كه داراي بازارچه، آب انبار، يخچال و يك چاپارخانه در مجاور آن بوده. بعضي از كاروانسرا ها مانند كاروانسراي علي آباد (12) ۞ علاوه بر تاسيسات فوق داراي حمام نيز بوده است.

كاروانسرا هاي واقع در دشت هاي فلات نيز مانند ساير كاروانسرا ها جهت ايمني همانند يك قلعه ساخته مي شدند و غالباً داراي ديوار هاي بلند و چهار برج در چهار گوشه بنا و يك دروازه حفاظت شده در قسمت ورودي بوده اند. شب ها در كاروانسرا بسته مي شده است.


شكل 12: پلان كاروانسراي شرف در جاده سرخس - مشهد مربوط به دوره سلجوقي. در اين كاروانسرا حياط شمالي مجلل تر از حياط جنوبي ساخته شده است.

اين شكل درون گرا و كاملاً محصور كاروانسرا در اقليم گرم و خشك ايران يك مزيت اقليمي است و پوسته خارجي بنا كه به جز بازشو ورودي، كاملاً بسته مي باشد، فضا هاي داخل ساختمان را در مقابل باد هاي كويري و شرايط نامساعد اقليمي محافظت مي كند. در داخل حياط اين كاروانسرا ها كه با مصالح بنايي مانند خشت، آجر و سنگ ساخته مي شده، مانند يك خازن حرارتي در تعديل دماي ساختمان در طي شبانه روز بسار موثر بوده است.


شكل 13: پلان كاروانسراي مهيار. در داخل اطاق هاي اين كاروانسرا يازده طاقچه و يك بخاري ديواري وجود دارد.

منبع: كياني محمد يوسف و كلايس ولفرام، فهرست كاروانسرا هاي ايران جلد 1، انتشارات سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران، تهران سال 1362

در بعضي از كاروانسرا ها واقع در حاشيه كوير مانند كاروانسراي اردكان، (13) ۞ كاروانسراي زين الدين (14) ۞ و كاروانسراي جوكار (15) ۞ بادگير هايي براي تهويه هوا و خنك نمودن فضاي داخل ساختمان در ماه هاي گرم ساخته شده است.

احداث كاروانسرا فقط مختص به خارج از شهر نبوده، بلكه در داخل شهر نيز براي اقامت مسافران و تجار كاروانسرا هايي احداث مي گرديده. البته اكثر كاروانسرا هاي مجاور بازار جنبه كاملاً تجاري پيدا مي كرده و تجار عمده هر صنفي در يكي از كاروانسرا هاي مجاور يا داخل بازار فعاليت مي كردند. (16) ۞


شكل 14: فضاي محصور و اقليم معتدل حياط كاروانسراي مادرشاه هنوز پس از چهارصد سال، مسافران شهر اصفهان را در طول سال پذيرا مي باشد.

كاروانسرا هايي كه جنبه اقامتي - تجاري داشته اند مانند كاروانسراي مادرشاه در اصفهان (اشكال 14، 15 و 16) و يا مهمان خانه بزرگ شاه عباسي در كاشان، تفاوت هايي با كاروانسرا هاي خارج شهر داشته اند كه در اينجا ذكر خواهد شد:


شكل 15: حياط مركزي كاروانسراي مادرشاه. آب، رطوبت و گياه از جمله عوامل موثر جهت معتدل نمودن اقليم در مناطق گرم و خشك است.

1- به سبب آنكه امنيت افراد و مال التجاره، در خارج از شهر بيشتر از داخل شهر در خطر بوده و امكان حمله راهزنان وجود داشته، كاروانسرا هاي بين راهي به صورت يك مجموعه مستقل و قلعه مانند احداث مي شده؛ در صورتي كه در داخل شهر، كالبد فيزيكي و پوسته خارجي كاروانسرا با بافت شهر تلفيق شده و جزيي از آن مي باشد.

2- از آنجا كه قيمت زمين در خارج از شهر ارزان بوده، كاروانسرا هاي خارج شهر اكثراً يك طبقه، و مساحت حياط و زيربناي آنها نسبتاً زياد بوده؛ در صورتي كه در داخل شهر، خصوصاً در اطراف بازار، قيمت زمين بسيار زياد و در نتيجه ساختمان به صورت دو طبقه و گاهي دو طبقه به علاوه يك زيرزمين بوده است.

3- اصطبل در كاروانسرا هاي خارج شهر بخش عمده اي از زيربناي كاروانسرا را شامل مي شده و در اكثر موارد وسيع تر از مساحت كل اطاق هاي مسافران بوده، در صورتي كه كاروانسرا هاي داخل شهر فاقد اصطبل بوده و يا يك اصطبل نسبتاً كوچك در پشت اطاق ها داشته اند (شكل 16)

با ورود اتومبيل به ايران در اوايل سده اخير، كاروانسرا نيز مانند بسياري ديگر از ابنيه سنتي، عملكرد خود را از دست داده و متروك و رو به ويراني گذارده است.

بعضي از كاروانسرا ها به عنوان مقر پادگان ارتشي يا پاسگاه ژاندارمري و يا براي آموزش و پرورش مورد استفاده قرار گرفته اند كه جهت حفظ اين گونه ابنيه نسبتاً مناسب بوده است. البته حفظ تمام كاروانسرا ها كه تعداد آنها بسيار و بعضاً در نقاط دور افتاده مي باشند، ميسر نيست. ولي با ايجاد عملكرد هاي جديد ديگر مانند قهوه خانه بين راهي، اقامتگاه مسافران، مركز جلب سياحان، راهداري و يا در روستا ها به عنوان ابنيه ارايه خدمات به روستاييان مي توانند استفاده شوند.


شكل 16: كاروانسرا و مدرسه مادرشاه و همچنين بازارچه بلند مربوط به دوره صفويه به صورت يك مجموعه به هم پيوسته در اين نقشه مشخص هستند.

مثال بسيار خوب ايجاد يك عملكرد جديد براي يك كاروانسراي قديمي، مهمانسراي عباسي يا كاروانسراي مادرشاه در اصفهان است (اشكال 13 و 14) كه يكي از بهترين نمونه هاي حفظ يك بناي سنتي و در عين حال بهترين مهمانسراي شهر اصفهان است.

 

 

 

.

3- چاپارخانه

از ديگر ساختمان هاي مهم ميان راهي چاپارخانه بوده كه عملكرد اصلي آن جهت استراحت چاپارهاي دولتي و تعويض اسب هاي خسته با اسب هاي تازه نفس بوده است. چاپار ها، نامه ها و اوامر دولتي را از مركز به ايالات و برعكس انتقال مي دادند.

سابقه چاپارخانه ها نيز در ايران به قرون پيش از اسلام مي رسد. چنانچه هرودت و گزنفون هر دو در مورد چاپارخانه ها ايران توضيحات مفصل داده اند. هرودت مي نويسد: "در منازل، اسب هاي تندرو تدارك شده. به اين ترتيب كه چابك سوار ها نوشته هاي دولتي را از مراكز تا نزديك ترين چاپارخانه برده، به چاپاري كه حاضر است مي رساند و او فوراً حركت كرده، آن را به چاپارخانه دوم مي برد و باز تسليم چاپاري مي كند. بدين منوال شب و روز چاپار ها در حركت اند و اوامر مركز را به ايالات مي رسانند. (17) ۞ راجع به سرعت حركت چاپار ها مورخ مذكور گويد كه نمي توان تصور كرد كه جنبنده اي سريعتر حركت كند .... گزنفون تاسيس چاپارخانه ها را به كوروش بزرگ نسبت داده (18) ۞ و گويد كه براي تعيين مسافت چاپارخانه ها از يكديگر تجربه كردند كه اسب در روز چقدر مي تواند راه برود بي اينكه خسته شود و آن را ميزان قرار دادند. اگر هم اين گفته اغراق باشد، مسلم است كه كسي نمي تواند به سرعت چاپار ها حركت كند." (19) ۞


شكل 17 و 18: نماي ورودي و حياط مركزي چاپارخانه ميبد در استان يزد. اين چاپارخانه هم اكنون محل نگهداري گاو ها و گوسفندان مي باشد.

در دوره سلطنت حكومت هاي اشكاني و ساساني و بعد از اسلام نيز چاپارخانه ها براي دستگاه هاي دولتي اهميت بسيار داشته اند و چاپار ها علاوه بر انجام مراسلات، چشم و گوش حكومت نيز بوده اند و اخبار گوناگون را از نقاط مختلف به مركز انتقال مي دادند. "در دوره قاجاري مسافران ترجيح مي دادند كه در چاپارخانه ها اقامت كنند چون اطاق هاي آن تميز تر از اطاق هاي كاروانسرا بوده. چاپار هاي اين دوره در مقابل دريافت وجهي مسافران را به مقصد مي رساندند." (20) ۞


شكل 19: نماي ورودي چاپارخانه ميبد در استان يزد مربوط به دوره قاجاريه. اين چاپارخانه اخيراً به زيبايي مرمت شده است. تاثير مرمت و بازسازي اين اماكن را مي توانيد با مقايسه اين شكل با شكل 18 دريابيد.

همانگونه كه در قسمت قبل ذكر شد، تعداد بسيار زيادي از كاروانسرا هاي بين راهي در ايران باقي مانده؛ ولي چاپارخانه هاي اندكي از دوران قديم در كشور باقي است و ماكسيم سيرو در كتاب خود دليل آن را اين گونه توضيح مي دهد: "به علت هاي مختلف، اين نوع ايستگاه ها اكنون از بين رفته اند و اگر اثري از ويرانه هايشان باقي مانده باشد زياد قابل تشخيص نيست. در واقع اين چاپارخانه ها بيشتر با خشت خام يا چينه ساخته شده بود و در بسياري از موارد در ميان آبادي ها سر راه بودند. گاهي نيز گوشه اي از كاروانسرا اختصاص به چاپار ها پيدا مي كرد." (21) ۞

يكي از چاپارخانه هاي قديمي كه نسبتاً سالم مانده در كنار كاروانسراي ميبد مي باشد (اشكال 17، 18 و 19). همان گونه كه در اين اشكال مشخص است اين ساختمان ها نيز مانند كاروانسرا ها داراي برج و بارو و محافظين، جهت تامين امنيت افراد داخل چاپارخانه بوده است. اين ساختمان ها به تبعيت از ساير ابنيه فلات مركزي ايران، داراي يك حياط مركزي بوده اند و آخور ها در دورتادور اين حياط قرار داشته است. در سه طرف پشت آخور ها، اصطبل ها قرار داشته كه در زمستان و شب هنگام چهارپايان در آنجا نگهداري مي شدند. در سمت چهارم كه بين حياط و جبهه ورودي ساختمان واقع شده، اطاق هايي براي اقامت چاپار ها و احياناً مسافران قرار داشته است.

همانند كاروانسرا ها، اين نوع تقسيم بندي فضايي و شكل كالبدي چاپارخانه ها، علاوه بر تسهيل انجام عملكرد چاپارخانه ها و حفظ امنيت آن، فضاي داخلي ساختمان را در مقابل شرايط نامساعد اقليمي محافظت مي كرده؛ و در داخل چاپارخانه ها يك محيط زيست اقليمي كوچك و مستقل به وجود مي آورده و شرايط محيطي داخل بنا را در مقابل نوسانات بسيار زياد درجه حرارت و باد و طوفان مصون نگاه مي داشته است.

با ورود اتومبيل و همچنين سيستم پست هاي جديد، عملكرد سنتي چاپارخانه ها و در نتيجه كالبد فيزيكي آنها در حال از بين رفتن است.

کاروانسرای مهیار


نیاز انسان به سرپناه و مامن، نه تنها در سراگاه، بلکه در سفرهایی که با هدف رفع نیازهای ارتباطی، اقتصادی و نظامی یا رشد و توسعه تجاری، فرهنگی و گردشگری و سیاحت انجام می شده است، از دوران باستان در کشورهای شرقی خصوصا ایران مورد توجه بوده است. آثار و مظاهری از این گونه بناها و استراحتگاه های بین راهی، تحت عناوین کاروانسرا، رباط، کاربات و ... با کاربری های متعدد را در گوشه و کنار ایران می توان دید که از جمله شاهکارهای معماری و هنری عصر خود و یا در زمان رونق جاده ابریشم به شمار می روند؛ و این در حالی است که در جوامع اروپایی و یا امریکایی با این رویداد به صورت ابتدایی برخورد شده و قرن های متمادی کاروانیان شب هنگام دایره وار دور هم جمع می شدند و جهت امنیت بیشتر از تهاجم ها، حصاری از دلیجان ها و سپس چهارپایان به دور خود می کشیدند.
اقامتگاه های بین راهی علاوه بر ارزش سکونتی و هنری، از دیدگاه مسایل اجتماعی و فرهنگی نیز حایز اهمیت می باشند. کاروانسراها در طول زمان و بر حسب نیازهای محیطی و ضرورت اجتماعی شان موقعیتی فراتر از یک توقفگاه یا منزلگاه یافته اند و به محلی برای تعامل و تعاطی اندیشه ها، تبادل و تقابل آداب و رسوم اقوام و ملل مختلف مبدل شده که بی شک ارتباطات و تلاقی افکار و اندیشه ها و اقوام گوناگون تاثیر شگرفی بر زندگی مردم ایران زمین داشته است.
به دیگر سخن کاروانسراها به مثابه شهر و یا قصبه ای کوچک علاوه بر تامین نیازهای اقامتی و امنیتی رهگذران با ارایه خدماتی نظیر نانوایی، آسیاب، مسجد و دکانی جهت خرید و فروش کالاهای کاروانی کلیه نیازهای مخاطبان (مسافران و چارپایان) را فراهم می نموده اند. اما متاسفانه با گذشت دوران این مجموعه ها کاربری خود را از دست داده و به مخروبه هایی فراموش شده میدل گشته اند، نظیر کاروانسراهای دیرگچین در جنوب تهران و کاروانسرای مهیار در جاده اصفهان - شیراز.

منابع:
1 کیانی محمد یوسف "معماری ایران دوره اسلامی " سمت 1383
2 آیوازیان سیمون "روند شکل گیری کاروانسراهای برون شهری" کنگره تاریخ معماری و شهرسازی

 

سابقه تاريخي كاروانسرا

خاستگاه تاریخی کاروانسرا به طور کلی ، تحول و گسترش کاروانسراهای ایران در ادوار مختلف بستگی به وضعیت اجتماعی ، اقتصادی ، مذهبی و ... داشته و شکل یابی و توسعه آن با موارد یاد شده در ارتباط بوده است . عملکردهای گوناگونی که در گذشته کاروانسرا به عهده داشته ، باعث گردیده نام های متفاوتی برای اینگونه بناها در فرهنگ لغات جای گیرد ؛ از جمله کاربات ، رباط ، ساباط و خان . در کتاب « راه و رباط » می خوانیم، ساباط : این واژه که تقریباً به همه زبان های خاوری و باختری و آرامی و ایرانی و فرهنگی و تازی رفته در زبان های ایرانی و منجمله فارسی ریشه کهن دارد جزء اول آن «سا» به معنی آسایش و جزء دومش پسوند نمودار ساختمان و بنا و آبادی و عمارت است . «ساباط» به کلیه بناهایی که به منظور آسودن به پا می شده چه در شهر و چه در بیرون شهر اطلاق می شده است . کاربات : به معنی خانه کاروان است و پیش از اسلام به جای کاروانسرا به کار می رفته است . کاربات مانند رباط دارای اطاق و حوض است . کاروانسرا : به رباط های بزرگ و جامع کاروانسرا می گویند ؛ چه در شهر و چه در بیرون شهر . خان : به معنی کاروانسرا است و این واژه در زبان تازی به طور مطلق به جای کاروانسرا به کار رفته شده است . در کشور ترکیه به کاروانسراها خان گفته می شود . این بناها ، در واقع دارای عملکرد و وظایفی مشابه کاروانسرا بوده ولی از نظر ویژگی های معماری ، تفاوت هایی داشته اند . بنابراین دلایل ایجاد و علل بنیاد و پیدایش اینگونه بناها را می توان نیاز مبرم کاروان و کاروانیان به حمایت در طول سفر دانست . از یادگارهای پر ارزش معماری ایران کاروانسراهاست که از روزگار کهن به دلایل گوناگون و ارتباطی چون جریان اقتصادی ، نظامی ، جغرافیایی و مذهبی بنیاد گردید و در ادوار مختلف به تدریج توسعه و گسترش یافته است . معماري كاروانسراها از بررسي كاروانسراهاي سراسر ايران چنين بر مي آيد كه اساس معماري كاروانسراهاي ايران ، مانند ساير بناها ، تابع شيوه ، سنت و سبك رايج زمان بوده است . با اين ترتيب مي توان پنداشت كه كاروانسراهاي پيش از اسلام نيز تابع شيوه معماري زمان بوده و معماري خاصي نداشته است . ولي ذكر اين نكته ضروري است كه شيوه معماري ، محل و منطقه ، مصالح ساختماني و موقعيت جغرافيائي نقش موثري در ايجاد اينگونه بناها داشته است شيوه ساختمان و معماري كاروانسراها از روزگار كهن تا به امروز دگرگوني بسيار نيافته و معمولا سبك بناي آنها همان ايجاد باره بند ها و اطاقهايي است.كه پيرامون حياط محصور،ساخته‎مي‎شده‎است.ولي‎درطرح‎و خصوصيات هر كدام ويژگي هائي بچشم مي خورد . چنانكه انواع ساباط ساده تا كاروانسراهاي بزرگ با طرحهاي جالب معماري است كه در گوشه و گاهي در ميان اضلاع ديواره هاي آن برجهاني قرار گرفته بطوريكه دروازه ميان دو برج يا شبه ستون جاي دارد و داراي سر دري است كه گاهي بر فراز آن ساختمان دو طبقه اي ساخته اند . در كاروانسراها اطاق هاي مسافران معمولا پيرامون حياط ساخته ميشده و پشت آنها اصطبل قرار داشته كه درب ورودي اصطبل ها در چهار گوشه داخلي بنا قرار داشته و گاهي در ايوان ورودي حياط باز مي شده است. در دوره صفوي طرح معماري كاروانسراها متنوع گرديد و علاوه بر كاروانسراهاي چهار ايواني نوع كوهستاني ، مدور – هشت ضلعي و كويري بر طبق موقعيت جغرافيائي و مكاني احداث گرديد و. در دوره هاي زنديه، افشاريه و قاجاريه احداث كاروانسراها بشيوه گذشته ادامه پيدا كرد . از نظر طرح و نقشه كاروانسراها ي بشيوه گذشته ادامه پيدا كرد . از نظر طرح و نقشه كاروانسراهاي دوره ياد شده عموما از نوع چهار ايواني بوده و از لحاظ مصالح ساختماني نيز بر خلاف دوره متقدم كه از كه آجر و سنگ بوده اغلب از خشت استفاده شده است . همچنين بسياري از كاروانسراهاي دوره صفوي در عهد قاجاريه در طول 25 قرن كاروانسراها در ايران در مكان هاي دور افتاده مأوي و مسكن موقتي براي كاروانيان بوده ولي امروزه مهمانخانه و هتل جاي كاروانسراها را گرفته است . آثاري كه از كاروانسراهاي كهن بد ست آمده نشان مي دهد كه اطاق هائي براي نگهبانان ، كاروانسرا دار يا مامورين ساخته مي شده است . ولي كاروانسراهاي تجارتي داخل شهرها عموما دوطبقه بودند . در دو طرف دروازه ورودي داخل كاروانسرا نيز معمولا اطاق هائي براي پاسداران و كاروانسرا دارساخته مي شده است. معمولا هر كاروانسرا داراي چاه آب و آب انباري است كه گاهي در وسط كاروانسرا در زماني خارج از محوطه جهت تامين آب مورد نياز مسافران ساخته شده است.آب انبارها از نظر معماري به اشكال مختلف ساخته مي‎شدند بعضي داراي شكل مستطيل باسقف ساده و بعضي مواقع در خارج كاروانسرا ساخته مي شدند مثلاً آب انبارهاي كاروانسرا هاي خليج فارس همه بيرون از بنا قرار دارند . درحاليكه در مناطق مركزي عموما در داخل كاروانسراها براي رفع نيازمنديهاي مسافرين ، حتي نانوائي ، قصابي، آسياب ، نماز گاه و يك سري دكان جهت خريد فروش كالاهاي كارواني وجود داشت. در بسياري از كاروانسراها بخصوص از دوره صفويه به بعد بخاري ديواري يا مكاني براي بر افروختن آتش تعبيه شده است محل بخاري هاي ديواري يا در اطاق ها ساخته مي شده يا در محل هاي سر پوشيده . بيرون اطاق ها و همچنين بخاري هاي مرتفعي در اصطبل ها براي گرم شدن حيوانات ايجاد مي شده است كه جاي آن اغلب در پشت ديوار اطاق هاي مسكوني مسافرين بوده است . در كاروانسراهاي نوع كوهستاني اهميت بخاري به حدي بوده كه محل وسيعي را براي قرار دادن آتش و بخاري انتخاب كرده‎اند . مصالح ساختماني اصلي بناي كاروانسراها در ايران از سنگ و آجر بوده است ، در بعضي موارد سنگ ها كاملاً استادانه تراش داده مي شده و در برخي اوقات از قطعات كوچك سنگهاي نتراشيده استفاده مي كردند . در بعضي نقاط نيز از تلفيق سنگ و آجر پي بنا را مي ساخته اند . نماي خارجي و داخلي عموماً از آجر بوده است. در برخي از كاروانسرا ها از خشت و يا بلوك هاي خشتي استفاده مي شده است . سقف اغلب كاروانسراهاي ايران نوك تيز و شيب دار است. بام ها اكثراً مسطح و باشيب كم ساخته شده اند و در قسمت هائي كه اطاق هاي بزرگ دارند سقف ها شكل قوسي دارند . آب باران بوسيله ناودانها ئي كه در روي ديوار خارجي كاروانسرا ساخته مي‎شد به بيرون از كاروانسرا هدايت مي گرديد ولي دربعضي‎از كارونسراها نيز ناودانهايي كه در ديوارهاي حياط داخلي كار گذاشته شده مشاهده شده است . تمامي درها و پنجره ها و تو رفتگي ديوارهاي حياط و اطاقهاو ايوانها در زمان صفويه با سقف هلالي ساخته شده اند بسياري از كاروانسراها همانند بناهاي مذهبي همدوره خود داراي تزئينا ت معماري مانند : آجر كاري – كاشيكاري – گچ بري و سنگ كاري مي باشد . تزئينات عموماً در نماي خارجي كاروانسراها در قسمت دروازه ورودي ، طاقنما ها و ايوانها بكار مي رفته است . از كاروانسرا هايي كه داراي تزئينات جالب توجهي مي باشند . مي توان رباط شرف – رباط چاهه ، مهيار ، رباط پسنج و كاروانسراي گذر نام برد . تنوع طرح و نقشه هاي كاروانسرا هاي ايران ايجاب مي نمايد كه اين كاروانسراها برگروه هاي مختلف تقسيم گردند و خصوصيات و ويژگي هاي هر گروه جداگانه مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد . آرتور ابهام پوپ معتقد است كه : «احداث و ايجاد كاروانسراها در ايران پيروزي بزرگ معماري ايران است و در هيچ جاي دنيا كاربرد و ويژگي هاي خاص معماري آن را نمي توان ديد ». گرچه حياط مركزي شكل غالب كاروانسراهاي ايران است، ولي در مورد اين نوع ابنيه نيز با توجه به اقليم هر منطقه از ايران ، گوناگونيهاي مختلف جهت تطبيق با شرايط اقليمي از لحاظ فرم و نوع مصالح ديده مي شود. كاروانسرا در اقليمهاي مختلف ايران: الف) كاروانسرا در سواحل جنوبي درياي خزر صفحه _ 342_ 341 _340 ب) كاروانسرا در كرانه شمالي خليج فارس و درياي عمان 342_ 343 ج) كاروانسرا در نواحي كوهستاني و مرتفع 344_ 345_ 346 د)كاروانسرا در دشتهاي فلات 346 تا 350 كارونسرا ها با حياط مركزي از نظر معماري به انواع ذيل تقسيم بندي مي شوند: 1-كاروانسراهاي مدور تعداد كمي از كاروانسراهاي ايران با نقشه مدور بنياد گرديده است . اين نوع كاروانسراها بسيار جالب توجه و از نظر معماري حائز اهميت فراوان است گرچه در حال حاضر فقط دو نمونه از آن شناخته شده ولي همين دو نمونه نشان دهنده سليقه – ذوق ، ابتكار و بالاخره هنر نمائي فوق العاده معماران آن است. نمونه هاي ياد شده يكي رباط زين الدين در جاده يزد – كرمان و ديگري كاروانسراي زيده بين كاشان و نطنز است، تاريخ هر دو بنا به زمان صفويه مربوط مي شود . 2-كاروانسراهاي چند ضلعي حياط دار اين گروه از كاروانسراها بشكل چند ضلعي (اغلب 8 ضلعي ) ومانند كاروانسراهاي مدور بسيار زيبا بنا شده اند و زمان ساخت آنها دوره اي است كه در معماري كاروانسراها پيشرفت قابل ملاحظه اي بوجود آمده است . از نظر تعداد كاروانسراهاي چند ضلعي نيز همانند كاروانسراهاي مدور اندك و فقط نمونه هاي كمي از آنها در سراسر ايران باقيمانده است . زيباترين نمونه كاروانسراهاي اين گروه سه كاروانسراي آبادخان خوره –چهار آباد و ده بيد بين جاده اصفهان و شيراز است كه به فرم 8 ضلعي در دوره صفوي ساخته شده نشان دهنده شيوه معماري اصفهاني است . بعلت شباهت فوق العاده كاروانسراهاي ياد شده ميتوان گفت كه معمار هر سه بنا شخص واحدي مي باشد ،به احتمال زياد ايجاد اين نوع كاروانسرا ها بيشتر جنبه نظامي و دفاعي داشته تا مذهبي و اقتصادي ، به اين دليل كه دفاع از يك بناي 8 ضلعي يا چند ضلعي بمراتب آسانتر از يك بناي مربع يا مستطيل شكل مي باشد . كاروانسرا هاي چند ضلعي از داخل و خارج قرنيه ولي كاروانسراهاي مدور از خارج دايره اي شكل ولي در داخل چند ضلعي است . 3-كاروانسراي دو ايواني همانند مدارس و مساجد و ساير بناهاي مذهبي ايران تعدادي از كاروانسراهاي ايران شكل دو ايواني به فرم مربع يا مستطيل ساخته شده اند. عموما ايوانهاي اين كاروانسراها يكي در مدخل ورودي ديگر رو بروي آن قرار دارد . از نمونه هاي باقيمانده از اين كاروانسراها مي توان از كاروانسراي چاه خوشاب و كاروانسراي دو كوهك نام برد . 4-كاروانسراها با تالار ستوندار تعدادي از كاروانسراهاي ايران با تالار ستوندار بنا گرديده اند و از تالارها عموما بعنوان اصطبل استفاده شده است . نمونه اين نوع كاروانسراها عبارت است از كاروانسراهاي عسگرآباد بين جاده تهران – قم و كاروانسراي خاتون آباد در 25 كيلومتري تهران در جاده گرمسار . 5-كاروانسراهاي چهار ايواني احداث بناي چهار ايواني با حياط باز مركزي سابقه طولاني در معماري ايران داشته و نمونه اين نقشه را مي توان در كاخ اشكاني آشور ملاحظه كرد. در ادوار اسلامي از پلان 4 ايواني براي بنياد بناهاي مذهبي و غير مذهبي مانند مدارس –مقابر – مساجد و كاروانسراها استفاده گرديد و تقريبا اين پلان نقشه ثابتي براي احداث اينگونه بناها شد . بخصوص از دوره سلجوقي به بعد كاروانسراهاي زيادي با پلان 4 ايواني احداث گرديد كه آثار آن در تمامي ايران پراكنده است . گرچه گروه كاروانسراهاي 4 ايواني كه به شكل مربع يا مستطيل بنا گرديده از نظر پلان با هم شباهت دارند . ولي در جزئيات مانند شكل داخل و خارج ، دروازه ورودي ، بر جهاوترتيب قرار گرفتن اصطبل ها هر يك داراي ويژگي هايي متفاوت هستند. 6-كاروانسراها با پلان متفرقه اين گروه ، كاروانسراهائي هستند كه نقشه و معماري آن با آنچه كه در گروههاي 1-5 اجمالا بررسي شد شباهتي ندارند . دلايل مختلف چون ، سليقه ذوق معمار ، نفوذ معماري خارجي ، شرائط وموقعيت جغرافيائي ، در احداث اينگوانه كاروانسراها نقش داشته است . همانطور كه گفته شد تنوع در معماري كاروانسراهاي ايران اعجاز انگيز و بي‎سابقه بوده و نمي توان در اين مختصر از تمامي ويژگي هاي آن بحث كرد . و نيز خصوصيات گوناگوني در بسياري از كاروانسراها بچشم مي خورد كه در خور بررسي و تحقيق جامع است. براي مثال مي توان از كاروانسراهاي درون شهري يا كاروانسراهائي كه داراي دو در ورودي هستند و يا كاروانسراي حاشيه كوير و همچنين توقفگاه هاي بين راه كه هر يك از شيوه معماري خاصي برخوردار هستند نامبرد . مثلا در مسير جاده ها تعداد زيادي توقفگاه وجود دارد كه براي توقف مسافرين ساخته شده است .توقفگاه هاي مزبور داراي عملكرد هاي مختلفي هستند كه براي نمونه مي توان پاسگاه هاي حفاظت راه ها محل توقف مامورين پست . چاپارها ، پناهگاه مسافرين به هنگام بلاياي طبيعي مانند سيل، بهمن ، برف، كولاك شديد و طوفان را ذكر كرد . بسياري از اين توقف گاهها حتي ظرفيت پذيرش يك كاروان كوچك را هم ندارند و فقط براي بيتوته يكي دو مسافر يا اتراق چند ساعته يك گروه بسيار معدود مي توانند قابل استفاده باشند. معماري اينگونه توقف گاهها يكسان نيست و بر حسب ضرورت و موردي كه پيش مي آيد به آن تغيير شكل داده مي شده است . در نواحي كويري اينگونه توقفگاهها فقط شامل اصطبل براي حيوانات و آبشخوري براي آنها مي باشد و ظاهرا مسافرين در اين مناطق احتياج به سر پناه نداشته اند

به نقل از ساختمان ايران شماره 6_ آذر ماه

منابع:

دكتر وحيد قباديان ، بررسي اقليمي ابنيه سنتي ايران، انتشارات و چاپ دانشگاه تهران 1385 ( محمدکریم پیرنیا ـ کرامت ا... افسر «راه و رباط» انتشارات سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران ، تهران 1350) ( Tavernier ,J.B, Safar – 73 P . ، 1336 ، Nameh , Persian text Tehran ) ( محمد یوسفی کیانی ، کاروانسراهای صفوی در راه خراسان ، فرهنگ معماری 1345 ، شماره 2 و 3 ) ( محمد یوسف کیانی ، نظری اجمالی به شهرسازی و شهرنشینی در ایران ، تهران ، 1365 ) “ Grand Larousse Enccyclopedique ، 1970 vol 11 ,

بررسی روند آفرینش وخلق یک اثر در معماری

 مقدمه:
انسان به واسطه انسان بودن، نیازمند آفرینش است؛ نیازمند کشف رموز طبیعت و دست یابی به مفاهیمی است که آفرینش او و خلقت جهان را معنی کند، گویا که در هر خلقتی از جانب وی، به خلقت خویش نزدیک تر و آگاه تر می شود؛ آگاهی به جانب همه شناخته ها و ناشناخته های هستی که در تب و تابی بسیار من درونی هر شخصی را به خود می خوانند. زمانیکه قلم به دست می گیری و یافته های خویش را به صورت شعری یا نقش بندی از آب و رنگ بر پهنه سفید کاغذ می گسترانی، قبل از آنکه بدانی و بپنداری طبیعت به شوری عظیم، به همراهی تو برخاسته و دریچه های الهام خویش را در ذهن تو گشوده است و تو را به زایشی دوباره می خواند و هر بار نوتر از قبل، گستره ذهن تو را به مفاهیمی جدید می آلاید و خواهان بی آلایشی ذهن توست که همواره گذرگهی برای افکار و اندیشه های نوتری باشد.
دنیایی که اکنون پذیرای ماست در رابطه ای تنگاتنگ با انبوهی از الگوهای ذهنی و مفاهیم فکری، آنهم در بعدی وسیع و قابل دسترس، مراحلی جدیدی از تاریخ انسانی را سپری می کند که در عین حساسیت و برانگیختگی خاصی که به همرا دارد، مخاطبان خود را در بستری هزار تو از یافته ها و اندیشه های نو، آنهم با گوناگونی بسیار آنچنان درگیر می کند که رهایی از آن و حتی بازگشت به تعادل اولیه نیز ناممکن به نظر می رسد. انسان مدرن آنچنان در یاقته ها و ساخته های خویش غرق شده است و بیگانه از طبیعت. دیگر کمتر کسی را می توان یافت ذهنی دور از پیش داوری های علمی و مفاهیم پایه ای دانش و هنر، در خلقت و عظمت طبیعت به تفکر و تعمق بپردازد. هرگز نباید فراموش کنیم که یك فكر خوب در فضایی مناسب ساخته و پرداخته می شود و داشتن بستری مناسب و امکاناتی نسبی، مستلزم برخوردی زیربنایی و آینده نگر است.
شرایط و امكانات مناسب و كارایی بالا در هر جامعه ای تضمین كننده سلامت فكری و عملی آن بوده و در عین حال می تواند به صورت خودكار نیروهای جدیدی را در خود پرورش دهد؛ در چنین بستری پویا، می توانیم شاهد شکل گیری ایده ها و اندیشه هایی نو باشیم كه حركتی رو به رشد و سازنده رابرای فردایی بهتر پی ریزی می كنند. حال عملکرد یک معمار به عنوان خالق در فضایی این چنینی که در هر ثانیه آن ذهن، درگیر و پاسخگوی بسیاری از مسائل است چه می تواند باشد؟ و چه نوع ارتباطی با جهان هستی و چه رویه ای را در آفرینش می تواند پیش رو گیرد؟
در این مجال کوتاه سعی بر این است که عملکرد یک معمار را در تعامل با چرخه هستی با بحث گذاشته و کلیتی نمودار گونه از روند آفرینشی وی داشته باشیم. معمار
معمار با در دست داشتن آنچه که از جهان معنا و گستره هستی یافته است با نظم دهی به ابزارهای تخصصی خویش، حرکتی را به سوی معماری آغاز می کند. اندیشه ها و ارزشهای رایج در جامعه، که می تواند با موضوع آفرینش او مرتبط باشد را روی میز کار خود جمع آوری کرده، با تجزیه و تحلیل آنها و تبیین ایده اصلی شروع به خلق فضایی سه بعدی و بصری می کند. مبانی نظری و پشتوانه فکری معماران از دیرباز نقشی حساس و تعیین کننده درشکل گیری و نوع روند حرکتی پروژه، برعهده داشته است. به گونه ای که معماران موفق، در زمینه های مختلف، فنی و هنری به مطالعه و تجربه پرداخته و با تاکیدی خاص بر شعاع آگاهی معمار و نوع سازماندهی ذهنی او در ابعاد و شرایط مختلف، شخصیتی چند بعدی از خود ارایه داده اند، بطوریکه همگی در ساختار فکری معمار دخیلند و در مجموعه ای از گزینه های یاد شده، تشکیل کلیتی را می دهند که در عین راهگشا بودن وتجویز ابزارهای مناسب بر مضمون هویتی معماری می افزاید. نمودی که می تواند مخاطب را برانگیخته و تداعی دوباره و نو تر از آنچه که دیده است را به وجود آورد.

گسترش ذهن هنرمند و شکل گیری اندیشه:

داشتن استقلال ذهنی، عدم وابستگی به هر سبک و شیوه هنری و در عین حال دست یافتن به نحوه کارکرد ذهن مهم ترین شاخص های خلاقیت و نبوغ هر هنرمندی به شمار می آیند. نباید ذهن را به هر الگو و اصولی که از طرف اشخاص و مکاتب مختلف مطرح می شود آلوده کرد. چنین مباحثی نیازمند تحلیلند و استنتاجی درست از روند فکری و عملی، که در غیر اینصورت محدودیتی مضاعف را در کنار مشغله های رایج هر جامعه ای در مقابله با هنرمند به ذهن اعمال کرده و از او خواهیم خواست که بدان شیوه خاص بیندیشد. پس می توان نتیجه گرفت که ذهن در ماهیت درونی خویش خواهان آزادی است و باید با ابزار و داده هایی که در اختیارمان می گذارد با آن روبرو شده و به تعاملی پویا دست یابیم که بتواند در مقابله با اندیشه های جدید، در عین حفظ اصول کلی خویش، تحلیل مناسبی را ارایه دهد. حرکتی از درون به بیرون که حاکمیت هر اصول و عقیده ای را بر ذهن رد می کند. هر هنرمندی دارای شیوه خاصی برای طراحی است و از عناصر و اتفاقات گوناگونی در طبیعت الهام می گیرد. هر چقدر که به طبیعت نزدیک تر شده و بکارت فرمی و معنایی آن را لمس می کند، قوه شناخت و تحلیل ذهن تقویت شده و به سطوح بالاتری از آگاهی دست می یابد.
اندیشه، چه بر مبنای قاعده ها یا راه و روش های شناخته شده، پویایی خود را بر چهره برونی پیکره معماری متظاهر می کند، چه بر مبنای ابداع هایی که در لحظه های متفاوت، گسسته از یکدیگرند و در طول مسیرهای بهره برداری و زندگی با یکدیگر پیوند می یابند، دریافت می شود ... ، می تواند مکان ها یا فرصت هایی را برای آدمیان ایجاد کند. پایه معرفتی و مبانی نظری هر حرفه ای نیاز به ساختار اولیه قوی دارد، که می تواند نمودی از کارکردها و تجربه های عملی و ذهنی بشر در طول تاریخ باشد. این مبانی بر هنرمند بودن و بر باورهای فردی معماران به خصوص با تاکیدی خاص در مورد معماری «خوب» و «درست»، نشان دهنده نوع جهان بینی و نحوه تفکر آنان است؛ تفکری که متشکل از مجموعه اطلاعاتی که از جهان هستی در ذهن ایشان نقش بسته است و در صورت بالفعل شدن با استفاده از ابزاری نمایشی سه بعدی، متشکل از مجموعه روابطی که ما را به عینیت نزدیک می کنند، می توانند بیانی از وجوه مختلف یک کالبد معماری را برای ما ایجاد کنند و در عین حال چنین اندیشه کاملی، در تعاملاتی که با چرخه هستی برقرار کرده است پویایی خویش را حفظ کرده و همیشه در حال نو شدن است.

کانسپت:

ایده هایی که در چنین بستری که از ذهن زمینه سازی و خلق می شوند، هنرمند را بر آن می دارند که تجسمی هر چند کمرنگ را در دنیای بیرون به منصه ظهور برساند؛ چنین تجسمی کانسپت یک پروژه محسوب می شود که با استفاده از ابزار و اشکال مختلف، چه به گونه ای دوبعدی در قالب اتودهای سریع و یا ماکت هایی حجمی و ترسیمات کامپیوتری می توان نمایش داد. البته امکان تعدد ایده های مختلف را نیز باید در نظر داشت و اینکه یک ایده ثابت می تواند در قالب ها و فرم های متفاوت مطرح شود. به عنوان مثال، نحوه برخورد هر معماری با طبیعت و ایده هایی که در ذهن وی از جریان آب گرفته تا الگوهایی از پرواز پرندگان، شکل می گیرند یکسره با هم متفاوت و دارای بیانی مستقل هستند.

ساختار:

کانسپت خلق شده برای یک پروژه معماری، ساختاری کلی را برای طراحی موضوع مورد نظر به وجود می آورد. ساختاری که به واسطه آن به خطوط و سطوحی دست می یابیم که شمایی از کلیت فرمی، فضایی و حال و هوای پروژه را مشخص کرده و واسطه ای است بین زبان انتزاعی کانسپت به وجود آمده با کالبد واقعی معماری. اگر بتوان گستره ذهن را بخش بندی کرد می توان چنین نتیجه گرفت که در مراحل اولیه خلق یک اثر لایه هایی از ذهن فعالیت می کنند که بیشتر جنبه شهودی داشته و رفته رفته که به عینیت اثر هنری نزدیک می شویم و فکر و منطق جای پای بیشتری می یابد، چنانکه در معماری نیز لایه های ثانویه تاثیر گذار بر روی یک پروژه، بر خلاف مراحل اولیه که حالتی شهودی و انتزاعی داشت، جنبه فکری و تجربی به خود می گیرند. تلاش کانسپت در جهت تجسم بخشی به ذهنیت و فکر معمار است و در عوض ساختاری که القا می کند سعی دارد الگوها و یا چهارچوبی فیزیکی و نه صرفا فکری را برای طراح به وجود آورد. در این بین ذهن هنرمند در کنار رابطه عمودی که با مراحل مختلف از روند طراحی یاد شده دارد به هر کدام از این مراحل تبدیل و تغییر، نظارت کرده و در کنار انجام اصلاحات مورد نیاز تا آخرین لحظه خلق کامل اثر معمار را همراهی می کند.
لازم به ذکر است که دیاگرام مورد نظر در چهارچوبی عقلانی ترسیم شده و تنها بازگو کننده یک شمای کلی از روندی است که یک هنرمند در مقام خلق کننده آنرا طی می کند و چه بسا در شرایطی خاص، جوابگو و یا قابلیت توجیه را نداشته باشد؛ لذا در تکمیل بحث و خلا ءهای موجود باید به این نقطه اشاره کرد که تمامی مراحل ذکر شده در وحدتی و ادغامی سخت به سر می برند که حتی در مواردی قادر به تفکیک و بررسی تاثیر جز به جز آنها نیستیم، چه بسا در مواردی از کار معماران، شاهد تلفیق و یا حذف ونه ای از این عناصر هستیم. به عنوان مثال در هر مرحله ای می توان بروز ایده ای جدید را حتی در نهایی ترین مرحله ساخت نیز مشاهده کرد،

اسکیس های مفهومی:

تسلط بر ذهن و کنترل رابطه بین لایه های یاد شده، تحریک ذهن و افزایش درجه خلاقیت هنرمند از یک طرف و کم کردن فاصله ذهن تا واقعیت، دو مقوله ای است که باید بیشتر بدان پرداخت. با کم کردن فاصله بین ذهن و دست معمار به سبب درک سریع و انتقال یافته ها بر روی کاغذ می تواند بسیار راه گشا باشد. مشکلی که در بیشتر طراحان دیده می شود عدم کنترل ذهن و تجسم به موقع یافته های ذهنی است، به گونه ای که گسستی بین اندیشه معمار و اثر خلق شده دیده می شود و کانسپت اصلی پروژه چیزی متفاوت از اثر خلق شده است و نمی توان روند مشخصی را برای شکل گیری پروژه مورد نظر قائل شد. معزلی که اکنون در بسیاری از دانشکده های و دنیای حرفه ای معماری با آن روبرو هستیم و شاید نقطه شروعی باشد، در توجیه عدم وجود هویت مشخص و پویا در معماری معاصر ایران.
یکی از مواردی که زیر بنای فکری ایشان را تقویت کرده و به سوی مفاهیم جدیدی هدایت می کند اسکیس هایی هستند که به دور از هر گونه تعقلی، در راستای معرفت حسی و ساختار ذهنی شخص در ارتباط با دنیای بیرون ترسیم می شوند. طراحی سریع، از ایده ای که به ذهنشان خطور می کند بهانه ایست بر بکارت فرم ها و نقش هایی که شکل می گیرند و در مراحل بعدی است که لایه های فکری و تجربی هنرمند، وارد عمل شده و اسکیس ای ساده را به طرحی معمارانه تبدیل می کنند. ایده های مختلفی که به مرور زمان به ذهن خطور می کنند فضای الهام گونه ای را پدید می آورند و معمار را بر می انگیزند، همچون شاعری که در چالش با هستی در لحظه ای خاص و بسیار کوتاه سعی در ثبت مفاهیمی دارد که در حالت عادی متوجه آنها نبوده است. اتفاقی غیر منتظره که دارای معانی عمیقی بوده و دریچه های جدیدی در ذهن یک معمار باز می گشاید. معمار نیز به مانند مراقبه کننده ای منتظر فرا رسیدن آن لحظه خاص بوده و با تذهیب و ترغیب اندیشه و احساس خویش می تواند به ادراکی والا، دست یابد.
تعدد اسکیس های مفهومی که در هر برخوردی با عناصر و اندیشه های مختلف انجام می گیرند، در دست یابی به چنین ادراکی بسیار راهگشا است. کشف و شهودی معمارانه که اتفاقات و نوآوری های خاصی را در بین صفحات کاغذ، قلم و رنگ جستجو می کند و یا تجسمی حجمی در قالب ماکت، تجسمی سه بعدی و به خصوص قابل لمس، با ارتباط گیریی بالا برای خالق اثر و مخاطب به وجود می آورد. طراحی صرف و استفاده از ابزار و تکنیک های راندو، تنها وجهه ای خلاصه و عینی از محیط را القا می کنند که به شناسایی آن فضای خاص می انجامد نه خود معمار و نه ذهنیت خاص او. دغدغه اصلی یک معمار خلقتی است که در ابعاد و بستر های مختلف جوابگو باشد. چنین عملی زیر بنای فکری و ذهنی دقیقی را طلب می کند که به طور همزمان قدرت سازماندهی مفاهیم فضایی خاص پروژه، نیازمندی های طرح، دریافت های مختلف از آنالیز سایت، دیاگرام و عملکردهای پروژه، راهکارهای پیشنهادی و غیره را داشته باشد. اسکیس ها و ماکت های مفهومی که در راستای زندگی معمارانه شخص اتفاق می افتد و نه به خاطر پروژه ای خاص، مجموعه ای عظیم از یافته های خود را کنار هم قرار داده و ظرفیت پردازشی ذهن را بالا می برد تا جوابگوی موارد ذکر شده باشد.
معمار در لحظه ای چه قلم بدست باشد و چه در خواب، ذهن به فعالیت خویش ادامه داده و یافته های خود را برای مرحله ظهور و حتی حضوری استعاره گون آماده می کند و با انعطعاف پذیری بالا، جوابگوی پروژه هایی با موضوعات مختلف خواهد بود؛ چرا که شخص بر ساختار کلی از فضا، نشات گرفته از ماهیت درونی معماری تسلط یافته و می تواند آن را در قالب های مختلفی از مکان، زمان و موضوعات مختلف معنی کرده که این خود راهی است به سوی بی زمانی در معماری. این موضوع به دو معناست و در رابطه معمار و اثر معماری تعریف می شود.
در وهله اول ما با معماری مواجه هستیم که در وراء زمان و مکانمندی پروژه طراحی می کند و نه تنها موضوعات و شرایط خاص پروژه تفکرات وی را تحت الشعاع قرار نمی دهد بلکه توانایی برخورد با هر نوع پروژه ای را بدلیل تسلط بر ماهیت فضا و نحوه تغییر و تسلط بر آن را داراست. آفریده های چنین معماری به سبب نشات گرفتن از چنین مفهومی عمیق، اندیشه ای واحد و در عین حال قابل تعریف و استناد در دوره های مختلف تاریخی خواهد داشت.
در تحلیل آثار شاخص معماری با نمونه هایی از سبک ها و دوره های مختلف و مقایسه آنها به وحدتی معمارانه در درون مایه اثر پی می بریم؛ به گونه ای که اکثر آثار در شاخصه های مهم و تعیین کننده فضای معماری مشترکند و از تناسبات گرفته و نحوه ارتباط احجام و سطوح به گونه ای است که گویی هر کدام از این معماری ها استادی مشترک دارند. البته در سبک های مختلف به سبب اندیشه و اهدافی که طراح به دنبال آن است کیفیت فرم ها و فضای خلق شده باطبع متفاوت خواهد بود ولی مسلم آنست که ما تعریفی واحد از ماهیت معماری داریم و به معماران و طراحانی که در آن دست می برند تغییر یافته، سعی می کند با اندیشه اعمال شده کنار بیاید و حتی در دست استادان فن خود را به آنان واگذارد.

نتیجه گیری:

تقویت ذهن و گشودن دریجه های تخیل یک هنرمند امری است بسیار مهم و نمی توان یک معمار و یا هنرمندی را در خارج از چهارچوب ایده و خلاقیت تعریف کرد. مفاهیمی که به گونه ای استعاری و تمثیلی در یک فضای ذهنی شکل می گیرند نیازمند زمینه ای برای پرورش و توسعه اند و باید با ابزار مشخص هر حرفه ای در دنیای خارج تجسم یابند. تحلیلی دوباره بر روی نمونه کارهای انجام شده و انعکاس دوباره آن در ذهن، حرکتی دو سویه را تداعی می کند که در مسیری افقی دارای رفت و برگشتی عمودی است و همین امر در کنار عمق دهی به ساختار عملی ذهن، ایده های پخته ای را ارایه کرده و سطح تفکر معماری شخص را بالا می برد