معماری

کاشی هفت رنگ

کاشی هفت رنگ


این کاشی معمولا ازقطعاتی به ابعاد15*15 و20*20 وبرای مناره وکنبد 15*7.5 یا20*10 به رنگ سفید تهیه شده درکنار هم چیده شده وباطرح یا خط تهیه شده روی کاغذ سمبه شده  با گرده زغال برروی کاشی کپی می شود وبه وسیله اکسید منگنز قلم گیری می شود وبعد بارنگ های مختلف اما حرارت پایین تر از رنگ اول کاشی رنگ آمیزی می گرددودوباره به کوره رفته وآماده نصب می شود

 

 

آجر چینی

 

آجر در پی سازی :
قبل از شروع عمليات، بايد گياهان و خاكهاي نباتي از محل كار برداشته شود و محل ديوارچيني از وجود هر نوع گياه و ريشه‌هاي عمقي پاكسازي شود. پس از اين مرحله پيمانكار بايد بر اساس نقشه‌هاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت نسبت به پياده كردن محل ديوارها اقدام نمايد. بهترين و مناسب‌ترين شالوده براي ديوار آجري شالوده نواري مي‌باشد. عمق شالوده بستگي به ظرفيت باربري خاك، سطح آب زيرزميني زير شالوده و بالاخره آثار جوي نظير نفوذ آبهاي سطح‌الارضي و عمق نفوذ يخبندان دارد. پيمانكار موظف است بر اساس نقشه‌هاي اجرايي و همزمان با انجام عمليات خاكي نسبت به آماده سازي بستر پي و پي‌ريزي اقدام نمايد.
ديوارچيني:
رعايت نكات زير در ديوارچيني آجري الزامي است:
الف: ديوارچيني بايد كاملاً قائم و شاقولي بوده، امتداد رجها كاملاً افقي باشد و بندهاي قائم يك رج در ميان دقيقاً در مقابل هم قرار گرفته و شاقولي باشند. ضخامت بند آجرها بايد طبق نقشه‌هاي اجرايي باشد. ضخامت اين بندها، نبايد كمتر از 10 ميليمتر و بيشتر از 12 ميليمتر باشد. آجرچيني بايد با رعايت اصول صورت پذيرد، به نحوي كه قفل و بست كامل بين آجرها ايجاد شود. براي تزئين آجرچيني بايد مطابق نقشه‌هاي اجرايي عمل شود.
ب: قبل از اجراي آجرچيني و با توجه به شرايط آب و هوايي و دستورات دستگاه نظارت، آجرها بايستي به مدت 60 دقيقه در آب خيسانده و بلافاصله به كار برده شوند. ريختن آب بر روي آجر مجاز نمي‌باشد.
پ: مشخصات آجر و نوع ملات مصرفي بايد بر اساس فصل مصالح، نقشه‌هاي اجرايي، مشخصات فني خصوصي و ساير دستورات دستگاه نظارت باشد. در صورت نبود اين مشخصات رعايت نكات زير الزامي است:
1- ديوارهاي داخلي باربر:
ديوارچيني بايد با آجر مرغوب (بر اساس مندرجات فصل مصالح) و ملات ماسه سيمان (6 : 1) يا ملات باتارد (8 : 2: 1) صورت گيرد. حداقل ضخامت اين ديوارها، 20 سانتيمتر مي‌باشد.
2- ديوارهاي داخلي غير باربر (تيغه‌اي)
بسته به ضخامت تيغه و شرايط كار بايد به شرح زير عمل شود:
ـ تيغه 6 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات گچ و خاك
ـ تيغه 10 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات گچ و خاك يا باتارد 8 : 2 : 1 يا ملات ماسه سيمان 6 : 1
ـ تيغه 20 سانتيمتري با آجر معمولي يا سفالي مجوف با ملات ماسه آهك 3 : 1، باتارد 8 :2 : 1، يا ماسه سيمان 6 : 1
3- كرسي‌چيني
عرض كرسي‌چيني بايد حداقل نيم آجر از ديوار بالاي آن بيشتر اختيار شود و محور كرسي‌چيني حتي‌الامكان بر محور ديوار منطبق باشد. نقش عمده كرسي‌چيني، تأمين سطح اتكاي بيشتر براي ديوار و تأمين ارتفاع تا رقوم كفسازي مي‌باشد. به دليل تماس مستقيم و دائم كرسي‌چيني با رطوبت، آجرهاي به كار رفته در كرسي‌چيني، بايد از ميان آجرهاي مقاوم با ميزان كم جذب آب انتخاب شوند.
ت: انتخاب نوع ملات در مقاومت آجركاري نقش بسيار مهمي خواهد داشت. به كار بردن ملات با عيار زياد لزوماً نقش كليدي در افزايش مقاومت آجركاري ندارد، مثلاً چنانچه به جاي ملات ماسه سيمان (3: 1) از ملات باتارد (6: 1: 1) استفاده شود، گرچه مقاومت ملات (40%) كاهش مي‌يابد، ولي مقاومت آجركاري تنها حدود 4% كاهش خواهد يافت. بنابراين مي‌توان گفت به ازاي هر مقاومت از آجر مصرفي يك ملات با مقاومت خاص، بهترين مقاومت آجركاري را به دست مي‌دهد. لذا نوع ملات مصرفي و آجر، بايد در نقشه‌ها و مشخصات فني خصوصي ذكر شود.
ث: به منظور تأمين حداكثر مقاومت و قفل و بست كامل، نحوه چيدن آجر، بايد طبق نقشه‌هاي اجرايي و دستورالعملهاي دستگاه نظارت باشد. چيدن صحيح و ايجاد قفل و بست كامل، باعث جلوگيري از نشستهاي نامتجانس ديوارچيني و شكستهاي احتمالي آن در برابر بارهاي نقطه‌اي (متمركز) خواهد بود، به ويژه در كنجها و محل اتصال ديوارهاي متقاطع، تأمين قفل و بست كامل از اصول اوليه پايداري ديوارچيني مي‌باشد، ديوارچيني بايد به صورت يكنواخت در ارتفاع صورت گيرد و نبايد اختلاف ارتفاع ديوارچيني در يك قسمت ساختمان نسبت به قسمتهاي ديگر از يك متر تجاوز نمايد. در مورد ديوارهاي متقاطع، بايد به منظور تأمين قفل و بست و پيوند كامل، يك رج در ميان از قطعات اتصال يا لابند استفاده شود.
ج: علاوه بر نوع آجر و ملات مصرفي كه نقش عمده در بالا بردن مقاومت آجركاري دارد، ضريب لاغري و نحوه گيرداري ديوار با ستون آجري اثر مستقيم در مقاومت و عملكرد ديوار يا ستون آجري خواهد داشت. ضريب لاغري يك ستون يا ديوار عبارتست از نسبت ارتفاع به عرض مقطع ستون يا ضخامت ديوار. در حالت كلي ضريب لاغري ديوارهاي آجري باربر با ملات سيمان، نبايد از 18 بيشتر اختيار شود، در صورت استفاده از ملات ماسه آهك ضريب لاغري، نبايد از 12 تجاوز نمايد.
چ: در مواردي كه ديوارچيني در مجاورت ستونهاي فلزي يا بتني قرار گيرد و در اين نقاط درز پيش‌بيني نشده باشد، بايد نحوه اتصال ستون به ديوار مطابق نقشه‌هاي اجرايي باشد، در صورتي كه اين جزئيات در نقشه‌ها نيامده باشد، بايد به شرح زير عمل شود:
1- اتصال ديوار با ستون فلزي
در هر متر ارتفاع، يك قطعه اتصال جوش شده به ستون فلزي بايد در داخل ملات ديوارچيني قرار گيرد. قطعه اتصال به صورت T با ميلگردي به قطر حداقل 8 ميليمتر به اندازه 350×150 ميليمتر كه بعد 150 ميليمتري آن به ستون جوش داده مي‌شود.
2- اتصال ديوار با ستون بتني
در هر متر ارتفاع، 2 عدد شاخك U شكل به ابعاد 80×250×250 از ميلگرد به قطر 10 ميليمتر به صفحه‌اي به ابعاد 6×100×100 ميليمتر جوش داده مي‌شود، اين صفحات با شاخكهاي مناسب هنگام بتن‌ريزي در داخل ستون بتني كارگذاري شده‌اند. شاخكهاي U شكل در داخل ديوار آجري و درون ملات بين آجرها قرار داده خواهند شد.
ح: سوراخها و محلهاي باز براي كارگذاري چهارچوبها، درها، پنجره‌ها، مجراهاي تهويه، عبور لوله‌ها و كابلهاي توكار و نظاير آن، بايد قبلاً بر اساس نقشه‌هاي اجرايي كاملاً مشخص و هنگام آجرچيني تعبيه گردند تا نيازي به كندن و تخريب ديوارها به منظور تأمين فضاهاي باز وجود نداشته باشد، در موارد استثنائي بايد اين عمل با تأييد دستگاه نظارت صورت پذيرد. چهارچوبها بايد حتي‌الامكان همزمان با آجرچيني نصب شوند و به هنگام ريختن دوغاب در پشت پروفيل چهارچوبهاي فلزي بايد با قرار دادن وادارهاي چوبي آنها را كاملاً مهار نمود تا در اثر فشار دوغاب‌ريزي خم نشده و در جهت طولي نيز تاب برندارد.
خ: نعل درگاهها بايد بر اساس جزئيات مندرج در نقشه‌هاي اجرايي و با طول گيرداري كامل ساخته شوند. چنانچه نعل درگاه با يك تيرآهن ساخته مي‌شود، طول گيرداري نبايد از 25 سانتيمتر كمتر باشد. براي نصب اين قبيل نعل درگاهها توصيه مي‌شود از زيرسري بتني يا صفحه‌هاي فولادي استفاده شود. در صورتي كه عرض ديوار از نيم آجر بيشتر باشد، نعل درگاه از دو تيرآهن موازي ساخته مي‌شود كه در هر 50 سانتيمتر به وسيله دو عدد ميل مهار در بالا و پايين به يكديگر بسته مي‌شوند.
د: آجركاري در درجه حرارت كمتر از 5 درجه سانتيگراد مجاز نيست، در شرايط آب و هوايي سرد ديوارهاي تازه چيده شده، بايد با پوشاندن و گرم كردن محافظت شوند، در شرايط متعارف آجركاري با ملات ماسه سيمان يا ملات باتارد بايد حداقل 3 روز مرطوب نگه داشته شود و از خشك شدن آن جلوگيري به عمل آيد.
ذ: براي تأمين ايمني ساختمان در مقابل زلزله رعايت مندرجات ”آيين‌نامه طرح ساختمانها در برابر زلزله“ (استاندارد شماره 2800) الزامي است. ساختمانهاي آجري در نقاط زلزله‌خيز بايد به شرح زير كلاف‌بندي شوند:
1- كلاف افقي
1-1 كلاف افقي در تراز پي
اين كلاف از بتن آرمه بوده و نبايد عرض آن از عرض ديوار يا 25 سانتيمتر و ارتفاع آن از عرض ديوار يا 25 سانتيمتر كمتر باشد. ميلگردهاي اصلي حداقل براي عرض كمتر از 35 سانتيمتر و براي عرض بيشتر از 35 سانتيمتر مي‌باشد، به طوري كه فاصله ميلگردها از 25 سانتيمتر بيشتر نشود. تنگها از ميلگرد و فاصله آنها برابر ارتفاع كلاف يا 20 سانتيمتر هر كدام كه كوچكتر است، مي‌باشد.
1-2 كلاف افقي در تراز سقف
اين كلاف از بتن‌آرمه بوده و عرض آن برابر عرض ديوار و حداقل 20 سانتيمتر مي‌باشد. در مورد ديوار خارجي و به منظور نماسازي مي‌توان عرض كلاف را 12 سانتيمتر از عرض ديوار كمتر اختيار نمود. مي‌توان ارتفاع كلاف روي ديوارهاي باربر را تا 20 سانتيمتر و روي ديوارهاي غير باربر را تا 12 سانتيمتر تقليل داد. ميزان ميلگرد در اين نوع كلافها عيناً مشابه كلافهاي افقي در تراز پي خواهد بود.
2- كلاف قائم
در تمامي ساختمانهاي آجري دو طبقه يا ساختمانهاي يك طبقه با اهميت زياد[3] اجراي كلاف قائم الزامي است. كلافهاي قائم ممكن است از بتن‌آرمه با حداقل بعد 20 سانتيمتر، تيرآهن نمره 10 يا معادل آن در داخل ديوار، گوشه‌ها و تقاطع ديوارها با فاصله حداكثر محور تا محور 5 متر تعبيه شوند. در مورد كلافهاي قائم بتن‌آرمه حداقل ميلگرد مي‌باشد. ميلگردهاي طولي بايد با تنگهايي به قطر حداقل 6 ميليمتر به يكديگر بسته شوند. حداكثر فاصله تنگها از يكديگر 20 سانتيمتر است. كلافهاي قائم بايد به نحو مطمئن به كلافهاي افقي متصل شوند تا سيستم به صورت يكپارچه عمل نمايد.
ديوارچيني دوجداره:
ديوارهاي دوجداره با آجر، بايد دقيقاً بر اساس نقشه‌هاي اجرايي، دستورات دستگاه نظارت و مشخصات تعيين شده، مطابق رقوم و ترازهاي موردنظر ساخته شوند. علاوه بر رعايت ضوابط و اصول مندرج در اين فصل رعايت موارد زير الزامي است.
الف: ديوارهاي داخلي و خارجي بايد به شكل كاملاً مطمئني به وسيله بستهاي گالوانيزه يا ميلگرد ضدزنگ به قطر حداقل 8 ميليمتر، در فواصلي كه در جهت افقي از 60 سانتيمتر و در جهت قائم از 50 سانتيمتر تجاوز نكند، به يكديگر متصل شوند. تعداد اين بستها نبايد در هر مترمربع از 4 عدد كمتر باشد، به علاوه در محل بازشوها و كنجها، بايد مهاريهاي اضافي پيش‌بيني شود و در هر 30 سانتيمتر ارتفاع، بايد يك بست دو سمت ديوار را در مجاورت بازشوها به يكديگر مرتبط نمايد.
ب: ضخامت هر ديوار نبايد از 10 سانتيمتر و ضخامت كل ديوار دوجداره از 25 سانتيمتر كمتر باشد. ضخامت فضاي خالي بين دو جدار، نبايد از 5 سانتيمتر كمتر و از 5/7 سانتيمتر بيشتر باشد. در شرايط خاص مي‌توان ضخامت ديوار داخلي را تا 5/7 سانتيمتر كاهش داد، در اين حالت بايد بار سقف تنها توسط ديوار خارجي تحمل شود و ملات مصرفي، نبايد ضعيف‌تر از ملات باتارد 1:2:9باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاشی معرق

 

تفاوت هاي كاشي هفت رنگ و معرق در چيست؟

 

« در ميزان تراكم

 

كاشي معرق تراكم كمتر و خلل و خرج بيشتر
كاشي هفت رنگ تراكم بيشتر و خلل و خرج كمتر
كاشي معرق قابليت چكش خواري دارد و اشكال آن با ضربات تيشه شكل مي يابند.
كاشي معرق تكه تكه و قطعه قطعه است ولي كاشي هفت رنگ يك پارچه است.
كاشي معرق بعد از ساخت ديگر به كوره فرستاده نمي شود ولي كاشي هفت رنگ پس از رنگ كردن و پياده كردن نقاشي به كوره مي رود. ولي كاشي معرق قبل از آنكه آماده شود خشت هاي كاشي را رنگ كرده به كوره مي برند و كاشي معرق را از همان خشت هاي آماده شده مي برند و مي سازند.
كاشي معرق در دوره ايلخاني ابداع شده در دوره تيموري به اوج خود رسيده و زمان بسيار صرف آن مي شود.
ولي كاشي هفت رنگ در دوره صفويه به اوج رسيده و در دوره قاجار رو به افول رفته است. زمان كمتري صرف تهيه آن مي شود. »

 

کاشی کاری

کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر تزئین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشی ها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها اساسا سنگی بود، کاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه، تأثیری کاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می کردند.
جز مهم کاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد: تزیینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می کنند.
تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این  زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری، هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای
836 تا  883 میلادی بخشی از یک کاشی چهارگوش چندرنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در بر داشته به دست آمده است. از جمله کاشی هایی که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد، می توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند. احتمالا بغداد، بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، یک مرکز مهم ساخت کاشی های لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس گردید.

نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری، به حدود سال 450  ه.ق باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم می خورد. سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است.
شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین(
509  ه.ق) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، کاشیهایی یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند.

تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.

در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت، در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا وشش ضلعی برای شکیل نمودن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. از کاشیهای لوحه مانند در فرمهای مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب ازاره ها استفاده می شد. قالبریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینائی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده می شد.

تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ، ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان، بر گستره لعابهای رنگ شده، رنگهای کرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی-کبالتی- نیز افزوده گشت.
ابوالقاسم عبد الله بن محمد بن علی بن ابی طاهر، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده  مشهور  سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضیحاتی را در خصوص برخی روشهای تولید کاشی، نگاشته است. وی واژه هفت رنگ را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد. این تکنیک در دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چسمگیر برخوردار بود.


p کاشی های هشت پر ستاره ای و چلیپا - قرن هفتم هجری - امامزاده جعفر دامغان


p کاشی زرین فام - قرن پنجم هجری - کاشان

لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت. مراحل کار به این شرح بوده که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلزگونه ای در می آمده است. با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده  می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند.

ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای 642-654  ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید، لاجوردی و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند.

در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد، لکن در ربع پایانی قرن هفتم، رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند.
با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد.

با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشی های معرق-موزائیکی- تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند.
این تکنیک برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری در آناتولی اقتباس شده و یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار شده است. این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها برای تزئین محراب ها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بوده است که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان برای نخستین بار این تکنیک مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه که در مقبره امام زاده جعفر اصفهان (
726  ه.ق) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. طیف وسیع و پیشرفته ای از کاشی های معرق بر روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شوند که به عنوان نمونه می توان به مسجد گوهرشاد در مشهد، مدرسه آلغ بیک در سمرقند و مدرسه خرگرد اشاره کرد.


p
کاشی معرق - پنجره مشبک کاری مسجد شیخ لطف الله اصفهان

 

با توجه به وقت گیر بودن نصب کاشی های معرق، در اواخر قرن نهم هجری تکنیک ارزان تر و سریع تری با نام هفت رنگ، جایگزین آن شد. این تکنیک، ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای، رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند؛ زیرا توسط خطوط رنگینی مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند. در بسیاری از بنا های تیموریان شاهر رواج مجدد کاشی کاری به شیوه هفت رنگ هستیم که به عنوان نمونه، می توان از مدرسه غیاثیه خردگرد که در سال 846  ه.ق تکمیل شده یاد کرد.


p کاشی هفت رنگ - قرن هشتم هجری - ایران


p کاشی هفت رنگ - قرن دهم هجری - ترکیه

مساجد و مدارس صفویه به طور کلی با پوششی از کاشی ها در درون و بیرون بنا تزیین شده اند. در حالیکه کاربرد کاشی های معرق تداوم می یافت، شاه عباس که برای دیدن بناهای مذهبی کامل نشده اش بی تاب بود، استفاده بیشتر از تکنیک سریع کاشی هفت رنگ را تقویت کرد.  
در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشی های چهارگوش درون قابهای بزرگ، منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف، به وجود آورد.

در قرن دوازدهم هجری، با روی کار آمدن زندیه عمارت سازی در اندازه های جاه طلبانه به ویژه در شیراز، پایتخت زندیان، از سر گرفته شد و به همین دلیل، جنبش جدیدی در صنعت کاشی سازی پدید آمد. در این عصر، تصاویر کاشی ها با نوعی رنگ جدید صورتی که در دوران حکمرانی قاجار نیز استفاده می شده، نقاشی می شوند.

صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از پورسلین-ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ- تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات، ساخت کاشی هایی با لعاب سفید و طرح های آبی است. اقتباس هنرمندان اسلامی از چینی های آبی-سفید قابل ملاحظه است. در اواسط قرن نهم هجری، نقشمایه های چینی کاملا در نقشمایه های دوران اسلامی جذب شده و حاصل آن، پدیدار شدن یک سبک اسلامی-چینی دو رگه دلپذیر و قابل قبول بود.

هنر کاشی کاری ترکیه تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم هجری (تا سال 875  ه.ق) هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند.


p کاشی ایزنیک - قرن پنجم هجری - ترکیه

در قرن دهم هجری، ایزنیک مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. یک رنگ قرمز درخشان جدید و یک دوغاب غنی شده از آهن به صورت ضخیم غیر قابل نفوذ به زیر لعاب، به کار گرفته می شده که از ویژگی های کاشی ایزنیک به شمار می آمد. یک سبک برگدار زیبا با طراحی های واقعی از گل های لاله، سنبل و میخک نیز بر روی کاشی ها، منسوجات، جلدسازی و سایر هنرهای ترکیه قرن دهم مورد استفاده قرار گرفتند اما پس از قرن یازدهم هجری، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد، ساخت کاشی در شهر کوتاهایا در مرز فلات آناتولی ادامه یافت.

ساخت کاشی در سوریه نیز صورت می گرفته است. سفالگران دمشقی در قرن نهم هجری کاشی های سفید-آبی تولید می کردند اما یک قرن بعد طرح کاشی های سوریه ای بازتاب کاشی های ایزنیک بود. کاشی های سوریه در رنگ های سبز روشن، فیروزه ای و ارغوانی تیره خاصی در زیر لعاب نقاشی شده اند. بهترین دوره برای کاشی سازان دمشق، قرن دهم هجری است. پس از آن، گرچه تولید کاشی تا قرن سیزدهم ادامه یافت اما کیفیت آن کاهش یافت و طرح های کاشی های سوریه یک دست شد.

 

 

 

کاشی هفت رنگ نوعی کاشی است که معمولا از قطعاتی به ابعاد ۱۵×۱۵ و۲۰×۲۰ و برای مناره و گنبد ۱۵×۷٫۵ یا ۲۰×۱۰ سانتیمتر به رنگ سفید تهیه شده، در کنار هم چیده شده و باطرح یا خط تهیه شده روی کاغذ سمبه شده، با گرده ذغال برروی کاشی کپی می‌شود و به وسیله اکسید منگنز قلم گیری می‌شود و بعد با رنگ‌های مختلف امّا حرارت پایین‌تر از رنگ اول کاشی رنگ آمیزی می‌گردد و دوباره به کوره رفته وآماده نصب می‌شود.

 

مقدمه

با گسترش دین اسلام وپخش آن در سرزمین‌های شرقی شیوه معماری در این ساحات خصوصأ در بخش تزئیناتی تغییر نمود. دانشمندان و متفکران اسلامی اگر چه در رابطه باآثار هنری که حاوی نماد انسانی و حیوانی بوده و از آداب ورسوم اسلامی خارج بود به تخریب آنها پرداختند وچنین نظر داشتندکه هنر باید درخدمت علم ودانش باشند نه به منظور پرستش. در عهد اسلامی هنر‌های تزئینی و صورت گری فقط از جهت صحنه‌های یادگاری وحماسی باقی مانده که شکل انحرافی راقطعأباخودنداشت چون نقاشی مشجر خطوط هندسی ونوشته‌های کوفی مزین و آمیخته باگل و برگ وغیره که به یقین میتوانیم که این روش تزئین بربنا هارا از قرن سوم هجری به بعد رواج یافت اکثر نمونه‌های آنرا دربخش تزئینی ومهندسی در خشت‌های بنایی آرامگاه اسمعیل سامانی در بخار در حدود سال‌های ۳۰۰قمری ۹۶۰ میلادی، مقبره پسر علمدار ۴۱۸ قمری ۱۰۲۷ میلادی، نقاشی گل وبرگ لوحه سنگی مرمر سلطان محمود غزنوی حدود ۴۰۰ قمری ۱۰۰۹ میلادی آثار نقاشی روی سنگ گچ دیوار‌های انبیه عصر سمامانیان واوائیل دوره غزنویان است بعد از آن در اسیای میانه دوره پیشرفت نقاشی عصر سلجوقی که نمونه‌های زیبا ودلکش آنمحراب مسجد جامع اولیأ در حدود ۴۶۰ ق ۱۰۶۷ م و بنا هیا مسعود سوم و منارهای غزنه حدود ۵۰۰ قمری ۱۱۰۶ م بقایای بنا‌های چشت شریف، مسجد جامع هرات (۵۶۷ قمری ۱۲۰۰ میلادی نقاشی‌های بنای مرقد امام خورد (امام یحیی) در سرپل حدود ۴۳۰ قمری ۱۱۳۵ میلادی ومدرسه چونه بادغیس ۵۷۰ قمری ۱۱۷۵ میلادی مشاهده کرده میتوانیم.

قابل ذکر است که شیوه تزئیناتی بناهای اسالمی در دوره تیموری هیا هرات نفوذ بیشتر کسب کرد و به اوج تکامل خود رسید کهنمونه‌های بسیار جالب و زیبای تزئیناتی وساختمانی اسلامی رادر افغانستان عصر تیموری هاروکش‌های تزئیناتی به وسیله کاشی در مسجد جامع هرات ؛ مقبره۸ گوهر شاد، کاشی هیامناهر‌های مصلی، کاشی‌های منار تمیوری قلعه اختیارالدین، کاشی کاری مقبره شاه ولایت ماب که بهعقیده بعضی از پژوهشگران هفتصد نوع کاشی را در آن ملاحظه می‌توانیم کاشی کاری مقبره پیر هرات خواجه عبدالله انصاری ویک تعداد آثار وآبدات تاریخی دیگر از قبیل، مناره‌های مساجد زیارتگاه‌ها و مقابر در نقاط مختلف کشورچون بلخ، لشکر گاه، هرات، قندز، غور، غزنه، وکابل وسایر گوشه وکنار افغانستان که تا اکنون موجوداست هرکدام شاهد انواع شیوه‌های تزئینی مروج در کشور بوده چون موضوع بحث مرا نقش کاشی در هنر اسلامی تشکیل میدهدبنأمی پردازیم به اصل مطلب.

 کاشی و کاربرد آن

کاشی از لحاظ تاریخی پنجمین شیوه اساسی و بنیادی در تزئینات ساختمان ها ابدا یی و ساختمان‌های عادی می‌باشد. استفاده از این شیوه و مواد تزئینی در معماری اسلامی نیز به حد اعظمی رایج و دیزاین‌های جالب، جلو رشد واکتشاف تزئینات خشتی و گچی را گرفت وهمه علاقمند تزئینات با کاشی شدند از نوع تزئینات کاشی برای باراول قسمی که روی دیوار را بکلی بپوشاند در بناهای قرن ۱۳ هـ در قونیه بکار رفته. کاشی کاری بصورت هنر تزئینی د رکشور‌های اسلامی به اوج شکوفایی خود رسید و یکی از ویژگی‌های برجسته معماری اسلامی به شمار میرود کاشی‌هایی که برای تعیین عمارات به کار میرود عمومآ سه نوع بوده که در زیر توضیح داده شده:

الف: کاشی معرق: باتلفیق تکه های کوچک گوناگون ساخته میشود که به اساس طرح اصل یکایک تراشیده میشود ودر جای معین آن نصب میگردد. ب: کاشی بنایی : دارای طرح‌های هندسی است واز تلفیق اشکال هندسی ساخته میشود، که مساحت هر یک از آنها بین ۴ تا ۸ سانتی متر مربع میباشد. ج : کاشی خشتی : از تلفیق خشت‌های ظریف لعاب دار که هر یک از آنها بخشی از طرح کلی را در بر دارد ساخته میشود واز قرن پنج قمری با گسترش و پیشرفت سایر شاخه ها هنر اسلامی کاشی کاری نیز ترقی بیشتر کسب نمود.

به منظور جلوگیری از ضیاع وقت با در نظرداشتن اقتصاد ضعیف کشور اکثرأ در ترمیم بناهای تاریخی وساختمان‌های جدید به عوض کاشی‌های معرق از کاشی‌های هفت رنگ استفاده می‌نمایند که این نوع کاشی مرکب دارای رنگ سبز کمی سفید میباشد.

 کاشی معرق

معرق کاری عبارت است از قطعه‌های بریده شده کاشی که نقوش مختلف را از رنگ‌های متفاوت تراشیده و در کنار یگدیگر قرارداده و به شکل قطعاتی بزرگ در آورده و روی دیوار نصب می‌شود تازینت بخش بنأ گردد. این نقوش گاهی از نقش‌های گره‌کشی و گاهی از نقشهای مختلف مانند گال و بوته‌سازی اسلیمی‌ها که هرکدام جداگانه می‌توانند بنایی را زینت بخشد.

ساختن یا نصب کاشی‌ها را به طریق فوق معرق می‌گویند. معرق‌کاری کاشی در دوره سلجوقیان یعنی در قرن ۴ هجری به سمت کمال رفت و بسیار متداول گردید. درقرن هشتم هجری هنرمندان معرق‌کار به مراتب از هنرمندان عهد سلجوقی جلو افتادند. دراین قرن موفق شدند اجزای راکه اشکال معرق از آنها تشکیل می‌یابد کوچکتر کنند و لطیف‌ترین وزیباترین اشکال بنایی وهندسی را در مجموعه‌ای از رنگ‌های زیبا براق که جز در هنر شرق خصوصأ ایرانی دیده می‌شود نمایش دهند. مخصوصأ ارزانی بیشتر موجب رواج بیشتر آن گردید. هنر معرق‌‌کاری در قرن‌های ۹و ۱۰ هجری به روش‌های شرقی خود رسید در این دوره مراکز مهم معرق‌سازی در شهرهای اصفهان، یزد، هرات و سمرقند ایجاد گردید.

کاشی معرق این حسن را دارد که بر سطوح غیر مسطح همچون بدنه گنبدها و گلدسته‌های کوچک و حتی مقرنس‌های ظریف قرار می‌گیر و چنانچه نیاز به مرمت پیدا کند کمتر دچار عدم هماهنگی با بقایای کاشی‌های سالم مانده می‌شود.

 کاشی هفت رنگ

نوع کاشی است که اکثرأ در مساجد، عبادت گاه‌ها و مقبره‌ها همچنان منازل شخصی بکار می‌رود که از شهرت بسیار خوبی برخوردار است این نوع کاشی از کاشی‌های خشت یعنی چهار گوش نشأت کرده و اندازه آن ۱۰x۱۰ سانتی متراست که در کنار یگدیگر قرار میدهند ونقش موردنظر را روی آن رنگ آمیزی مکنند وبه کوره برده حرارت میدهند تا لعاب پخته شود سپس از کوره خارج و بردیوار نصب میکنند هفت رنگ متداول و مروج عبارت از سیاه، سفید، لاجوردی، فیروزه یی، قرمز زرد و حنایی که در آبدات تاریخ یو اماکن متبرکه از این نوع کاشیها زیاد استفاده شده‌است.

خط بنایی وسیله تزئینی در کاشی

خط بنایی الهام گرفتهاز خط کوفی است د رکاشیکاری و معماری اسلامی جایگاه ویژه دارد. زینت بخش از کتبه‌ها داخل محراب‌ها و بالای منارها و پشت و پهلوی قوس بکارمیرود این نوع خط زیاد در کاشی‌ها و کاشی کاری مروج به خاطر که برش آن آسانتر است مانند سایر خط کنج و کنار و پیچ و تاب زیاد ندارد از همین سبب است که به این خط خط بنایی را نام گذاشته‌اند که اکثرأ در آبدات تاریخی از آ«استفاده به عمل می‌آید.

در کاشی کاری شیوه‌های تزئینی دیگری هم وجوددارد که زیرنام اسلیمی، گره کاری، خطوط بنای، مقرنس کاری، رسم بندی، و غیره که هریک در جایش از ارزشمندی خاصی برخوردار است و همچنان کدام هنرویژه و خلاقیت و ابتکار لازم بکار رفته دراین قسمت میخواهیم در رابطه به تهیه وساخت یک قطعه کاشی چه بزرگ و یا خورد دقیق شویم مراحل گوناگون و اهمیت قدرت خلاقه هنرمندرا در آن مشاهده نماییم که در بحث‌های آینده مراحل مختلف تهیه کاشی بامواد که در تهیه آن لازم است توضیحات به عمل آوریم.

 

از ارزشمندی کاشی و نقش آن در معماری اسلامی صحبت به عمل آوردیم و دانستیم که درمیان انبوهی از مصالح معماری چون، گل، گچ، خشت، سنگ، چوب و غیره کاشی نقش عمده را ایفا میکند در حقیقت کاشی مکمل کاردر معماری است. و هنرمندان ما خوب درک نموده‌اند و تشخیص دادند که دریک کشور اسلامی و یادر مجموع جهان اسلام یگانه عنصریکه میتوانداهداف هنر اسلامی را خوبتر تحقق دهد کاشی است که آثالر گرانبهای از این عنصر معماری وتزئیناتی را در اکثر، مراکز متبرکه کشور‌های اسلامی مشاهده مینمایم که همه آنها حاصل دسترنج توانای هنرمندانی بود که زندگی خودرا وقف هنرکردند ورسالت خودرا در قبلا جامعه اسلامی و اهداف و مرام هنر اسلامی از طریق هنرکاشی کاری انجام دادند واعجاز آفریدند

گچ بری

شواهد باستانشناسی نشان می دهند که تاریخ ساخت گچ به پیش از ساختن خشت و پخت آن به صورت آجر می رسد. در قدیمی ترین بنای دنیا، یعنی اهرام ثلاثه مصر که قدمتی چهار هزار و پانصد ساله دارد، از گچ به عنوان ماده چسبنده مقاوم بعد از ازاره در بین سنگ ها و جهت کلاف سازی آنها استفاده شده است.  یکی از کاربردهای ویژه گچ، اندود کردن دیوارها و سطوح داخلی ساختمان ها است و هنر گچبری، این آراستگی را به حد کمال و دلنوازی می رساند.
به کار بردن تزئینات گچی در تزیین دیوارها، روش معمول در شهر های ایران و عراق بوده است. اولین مردمی که در ایران به این کار دست زدند هخامنشیان و سپس ساسانیان بودند و اعراب در جریان فتوحات خویش، این هنر را از آنها فرا گرفتند. هنرمندان دوره اموی به طور وسیعی کاخ ها  را با گچبری منقوش برجسته تزئین می نمودند. نمونه بسیاری از این گچبری ها در کاخ های «خربة المفجر»، «الحیر الغربی» و «المنیه»  به کار برده شده است که گچبری های کاخ المنیه به واسطه در بر داشتن عناصر آدمی و حیوانی در کنار تزئینات هندسی و گیاهی، اهمیت بیشتری دارد.


p گچ بری های سامرا - قرن سوم هجری

روش تزیینات گچی روی دیوارها، پس از به کار گیری خشت در بناها گسترش پیدا کرد و این روش در کاخ های شهر سامرا رواج یافت. پایین دیوارها با ازاره گچی به ارتفاع حدود 100 سانتی متر پوشانده می شد. این گونه تزیینات در دو قصر جوسق و بلکوارا به کار رفته است. مجموعه تزیینات کاخ های سامرا در مرحله اول طبیعی هستند اما در دوره بعد عناصر تزیینی از طبیعت فاصله می گیرند. در سومین مرحله، زمینه تزیینات عمق چشمگیری می یابد که بهترین نمونه های آن در کاخ بلکوارا به چشم می خورد.  در این دوره، ابتکار پوشش سطح آن چنان کامل گردید که تقریبا تمام زمینه را می پوشاند و این امر که  برای نخستین بار در هنر اسلامی رواج یافت، اوج ترقی روش های تزیینی به شمار می رود و پس از آن در دنیای اسلام منتشر شد و از مهم ترین ارکان هنر اسلامی گردید.

روش تزیینات گچی روی دیوارها از طریق حکومت طولونی از عراق به مصر انتقال یافت و نمونه هایی از آن در جامع طولون روی سطح داخلی و اطراف طاق ها و دور پنجره ها به کار برده شد.
هنرمندان دوره فاطمی، همچنان تحت تأثیر تزیینات هنر ساسانی (هنر رایج در دوره عباسی) بودند. تزیینات نقاشی گچی موجود در رواق قبله جامع الازهر از عناصر گیاهی که از روش تزیینات طولونی و عباسی اقتباس گردیده، تشکیل یافته است ولی اختلاف در طریقه استفاده از آنهاست. همچنین نمونه های زیبایی از خط کوفی مشجر در کتیبه موجود زیر سقف یافت می شود. در دوره فاطمی اهمیت تزیینات خطی افزایش یافت و به کار گیری خط کوفی مشجر روی زمینه های برگدار اشکال گیاهی انتشار یافت.


p قطعه گچ بری - قرن چهارم هجری - نیشابور

 در دوره ایلخانی، هنر گچبری به سرحد کمال مطلوب رسید. به وجود آمدن محراب های گسترده با انواع خطوط به ویژه گونه های مختلف کوفی، به کار گیری انواع گره هندسی با نقوش اسلیمی طوماری و اسلیمی ماری در لا به لای کتیبه و اسپرهای خط با گل و برگ های پهن و نیز گودی و برجستگی نقوش، موجب تحولی عظیم و خلق شاهکارهای عظیم گچ بری در این دوران شد.


p بخشی از گچ بری محراب الجایتو - قرن هشتم هجری - اصفهان

تزیینات گچی معمول در دوره سلجوقی، در عصر ایلخانی به تدریج رو به دگرگونی رفت و پر بودن و شلوغی تزیینات تبدیل به ویژگی گچبری این دوران شد. از زیباترین نمونه این گونه تزیینات شلوغ، نقوش به کار رفته در  مسجد حیدریه قزوین، جامع ورامین و محراب مسجد ارومیه را می توان نام برد. روش های متنوع کنده کاری روی گچ و شلوغی عناصر تزیینی مختلف، در قرن هشتم جایگاهی خاص یافت. بهترین نمونه بیانگر این تحول، محراب اولجایتو در مسجد جامع اصفهان است که تاریخ ساخت آن  710 ه.ق است.   

در دوره ممالیک بحری، روش تزیین دیوار ها با نوار های گچی منقوش به عناصر نوشتنی، روی زمینه تزیینات گیاهی رایج گردید که نمونه آن در بالای پنجره مسجد «الظاهر بیبرس» مشاهده می شود. زیباترین نمونه های گچی مملوکی، در پنجره های گچی مشبک موجود در جامع دیده می شود که با اشکال هندسی همراه با شیشه های رنگین تزیین شده است. این پنجره ها را حاشیه هایی مزین به عناصر برگ و شاخه و نوشته های کوفی در بر گرفته است.


p گچ بری مدرسه عطارین -قرن هشتم هجری - فاس

دوره تیموری، عصر به وجود آمدن رسمی بندی و کار بندی هایی از قالب های گچی مقرنس و قطار بندی های گچی ارزشمند است. به طور کلی، در هنر گچ بری این دوران انواع خطوط کوفی مشجر، مزهر، معقد و مشبک و نیز خط های محقق، نسخ، ثلث، رقاع، تعلیق و نستعلیق و به خصوص از خط معقلی، استفاده فراوان شده است. از آثار فراوان این دوره می توان به مقرنس بندی های گچی ارزشمند سر در مسجد میدان کاشان، قطار بندی های گچی مدرسه خرگرد در خواف و خطوط گچ بری شده در بقعه شیخ احمد جامی در تربت جام را نام برد.

در دوره صفوی، هنر گچ بری وارد روش های خاصی می شود. به طوری که زیباترین مقرنس بندی های گچی با عناصر گوناگون به خصوص مقرنس های طاس و نیم طاس همراه با نقوش گل و گیاه با انواع تیغه های گچی دالبری، زینت بخش کاخ های شاهی شده است. در این میان می توان به پدیده های ارزشمند مقرنس قطار و کار بندی ها و یزدی بندی های گچی بسیار شگرف کاخ هشت بهشت، سر در بازار قیصریه اصفهان و به خصوص دالبر های تیغه منقوش از ظروف گوناگون همچون تنگ و سبو و مقرنس بندی های طاسه دار گچی در تالارهای شاه نشین و موسیقی کاخ عالی قاپو و نیز خط گچبری ثلث بسیار ارزشمند در صفه درویش مسجد جامع همین شهر را یاد داشت.


p طرحی از گچ بری های محراب مسجد جامع قزوین - قرن هشتم هجری

 

 

کاشی معرق از همان کاشی خاک نرم یا جسمی تهیه می شود که همان نقشه هفت رنگی با کمی تغییرات فنی از روی کاغذ بریده شده وهر قسمت آن نقشه به روی کاشی ک رنگ همان قسمت می باشد باسریش چسبیده می شود واضافه آن باتیشه گرفته شده وباسوهان زاویه های آن راتراشیده وکنار هم روی نقشه قرارداده وروی زمین صاف واروچیده میشود و پشت آن رابا ملاط سیمان یا گچ محکم می کنند ودر جای خود نصب می کنند

 

 

 

 

 

 

کاشی زرین فام

 

کاشي زرين فام - قرن پنجم هجري - کاشان لعاب زرين فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه مي خواند، رايج ترين و معروف ترين تکنيک در تزئينات کاشي بود. اين تکنيک ابتدا در قرن دوم هجري در مصر براي تزيين شيشه مورد استفاده قرار مي گرفت. مراحل کار به اين شرح بوده که پس از به کار گيري لعاب سفيد بر روي بدنه کاشي و پخت آن، کاشي با رنگدانه هاي حاوي مس و نقره رنگ آميزي شده و مجددا در کوره حرارت مي ديده و در نهايت به صورت شیء لعابی درخشان و فلزگونه اي در مي آمده است. با توجه به مطالعات پيکره شناسي که بر روي نخستين کاشيهاي معروف به زرين فام انجام گرفته و نيز از آنجايي که در اين نوع ازکاشيها بيشتر طرح هاي پيکره اي استفاده مي شده تا الگوهاي گياهي، مي توان گفت اين نوع ازکاشيها به ساختمانهاي غير مذهبي تعلق داشته اند. ويراني حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجري، تنها مدت کوتاهي بر روند توليد کاشي تأثير گذاشت و در واقع هيچ نوع کاشي از حدود سالهاي 642-654 ه.ق بر جاي نمانده است. پس از اين سال ها، حکام ايلخاني اقدام به ايجاد بناهاي يادبود کرده و به مرمت نمونه هاي پيشين پرداختند. نتيجه چنين اقداماتي، احياي صنعت کاشي سازي بود. در اين دوران، تکنيک مينايي از بين رفت و گونه ديگري از تزئين سفال که بعدها عنوان لاجوردينه را به خود گرفت، جانشين آن شد. در اين تکنيک، قطعات قالب ريزي شده با رنگهاي سفيد، لاجوردي و در موارد نادري فيروزه اي، لعاب داده مي شدند و پس از اضافه شدن رنگهاي قرمز، سياه يا قهوه اي بر روي لعاب، براي بار دوم در کوره قرار داده مي شدند. در اوايل دوره ايلخاني، تکنيک زرين فام بر روي لعاب بدون هيچ رنگ افزوده اي به کار برده مي شد، اما در ربع پاياني قرن هفتم، رنگهاي لاجوردي و فيروزه اي به ميزان اندکي مورد استفاده قرار گرفتند. با نزديک شدن به قرن هشتم هجري، آبي لاجوردي از رواج و محبوبيت بيشتري برخوردار شد و سرانجام تکنيک نقاشي زير لعاب با استفاده از رنگهاي آبي لاجوردي و اندک مايه اي از رنگهاي قرمز و سياه، جايگزين نقاشي زرين فام شد که کاشيهاي توليد شده با چنين تکنيکي معمولا با نام کاشيهاي سلطان آباد شناخته مي شوند. اين تکنيک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار مي گرفت و پس از آن منسوخ شد.

 

کاشی هفت رنگ

يكي از هنرهاي دستي اصفهان كه از ديرباز در اين شهر رواج داشته، كاشيكاري است.
قديمي ترين كاشي هاي موجود در اصفهان كاشي هاي فيروزه اي رنگي است كه كتيبه هاي تاريخي مناره هاي دوران سلجوقي با آنها تزئين شده است. در قرن هشتم هجري تزئين بناها با كاشي ترقّي بسيار كرد و تا اواخر نيمه اول قرن دوازدهم هجري كه زمان انقراض صفويه است ادامه داشت.

به تدريج استفاده از كاشي با نقوش گل و بوته و مخصوصاً نوع خشت و هفت رنگ كه مخصوص مساجد بود، به منازل نيز راه يافت و استادان كاشيكار اصفهاني پا را از گل و بوته و اشكال هندسي فراتر نهاده و نقش انواع حيوانات و پرندگان را در كاخها و منازل مسكوني متداول كردند.
هنر كاشيكاري همچنان مورد استفاده هنرمندان اصفهاني بود. بطوري كه در بيشتر بناها كاربرد داشت. در حال حاضر كاشيكاري و كاشي سازي از هنرهاي دستي اصفهان است و اساتيد اين هنر مانند مرحوم مصّدق زاده وآقاي حسين مصّدق زاده و كارگاههاي متعدد كاشي سازي به توليد اين فراورده هنري مشغول هستند.

 

 

 

 

انواع تزئینات در معماری اسلامی ( معماری سرزمین های اسلامی):

به علت اینکه در بیشتر این سرزمین ها آفتاب سوزان و اقلیم گرم و خشک وجود دارد، سعی کردند از حرکات جلو و عقب یا نخیر و نهاز برای تزئین استفاده کنند.

انواع نقوش حیوانی، انسانی، هندسی و اساطیری در قبل از اسلامی به کار برده می شد اما بعد از اسلام استفاده از نقوش حیوانی و انسانی و فرسک و مجسمه ها کمرنگ می شوند و تنها در معماری غیر مذهبی ادامه پیدا می کنند.

یکی از تزئینات با اهمیت سطوح نخیر و نهاز (سایه و روشن) می باشد، تزئینات تیره و روشن چغازنیبیل زمینه ای برای این تزئینات مهم دوره اسلامی می شود.

سه تقسیم بندی داریم:

 1. براساس اینکه بعضی از دکور ها (الف)همراه با ساختار و (ب) برخی دیگر آمودی اند.

یک سری تزئینات همراه با زبره هستند یعنی همان مصالحی که در زبره کار می شود در تزئین هم هست مثلاً در دوره سلجوقی و رازی (آمود ندارند) اما برخی تزئینات بر روی مصالح اصلی بنا نسب می شوند (آمودی اند).

ساسانیان اکثراً در زبره از قلوه سنگ و ساروج کار می کردند و روی آن را با گچ تزئین می نمودند.

2. از جهت نحوه اجرا: الف- سیستماتیک (حکمی) مانند سر در مسجد جامع کرمان ب- رونده (اجرایی مشابه کاغذ دیواری دارند.)

الف- طرح ما هماهنگ با زمینه اثر هنری اجرا می شود، آنجا که تو نشسته یک تزئین و آن جا که بیرون زدگی دارد تزئینی دیگر به کار می بریم، هر قطعه تزئین خاص خود را داراست و طرح ریزی برای هر قطعه و ترکیب بندی قطعه ها از پیش کار می شود

ب- هیچ ارتباطی با زمینه ندارد و یک تزئین در سراسر اثر تکرار می شود.

ابنیه دولتی و خاص معمولاً دکور حکمی و ساختمان های معـمولی به صورت رونده اجرا می شوند.

3. بر اساس شکل و فرم تزئینات

A. سطوح جلو و عقب که گاه به صورت 1. واقعی و گاه به صورت 2. تجسمی و غیر واقعی اجرا می شود بدین معنی که 1. سطوح واقعاً جلو و عقب هستند یا 2. با تغییر رنگ و بافت جلو و عقب به نظر می رسند مانند تزئینات پوست ببری، ابلق، مات و براق.

این سطوح جلو و عقب در معماری اسلامی انواع مختلف دارند:

·     شیار تزئینی: مانند شیار های موجود در ریش، مو و لباس های مردان هخانشی و ستون های تخت جمشید، که امروزه به آن ها قاشقی می گویند.

·     پیچ تزئینی (عشقه): حرکات رونده و رو به رشد، حرکات نزدیک شونده به مرکز و دور شونده از مرکز از جمله این تزئینات است.

·         صدف تزئینی

·         نغول تزئینی

·         پره تزئینی

·         مشبک تزئینی

·         کوفی بنایی ساده

·         کنگره تزئینی

·         درز های تزئینی: در بین آجر ها درزهایی را خالی گذاشته و آن ها را با مصالح دیگری پر می کنند.

 

B. تزئینات گیاهی

·         درختی (اسلیمی ها) یا عَرَبِسْک یا عَرَبانه

·         گل (ختایی) الف:ماری

                          ب: گوش فیلی

درخت: از نظر اقوام مختلف برخی از درختان جنبه تقدس دارند، درختانی که در تزئینات ایرانی از آن به کار گرفته شده است بیشتر از دسته درختان مقدس 1. ایرانی 2. بین النهرینی 3. یونانی هستند.

در ذیل به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:

درخت مو: از درختان مقدس ایرانی است که  از شاخه، برگ و میوه این درخت در تزئینات بهره گرفته شده است.

گویند گاو مقدسی بوده که از آب هامون می نوشد، پس از اینکه کشته شده و می میرد از محلی که خون او فروریخته درخت مو (توبی) می روید.

درخت خرما: از درختان مقدس بین النهرین

درخت خرما درختی پر سود برای مردم بین النهرین بوده، میوه آن را می خوردند، با تنه و شاخه های آن ساختمان سازی می کردند، هسته خرما را آرد کرده و به شتر ها می دادند، از آن مشروب درست می کردند و ...

این درخت در نزد شیعیان نیز به علت اینکه حماسه کربلا در نخلستان اتفاق افتاد و از نخل به عنوان تابوت امام حسین استفاده شد مقدس است.

سرو: دارای تقدس ایرانی و بین النهرینی

در ایران باستان سرو سمبل جاودانی و فنا ناپذیری و برکت بوده است.

بوته کنگر (اکانت) یا اقلیتوس که به همراه زیتون از گیاهان مقدس یونانی محسوب می شود.

در سر ستون های قرنتی نقش این گیاه (کنگر) به کار گرفته شده، یونانیان از آن به صورت تیز گوشه و رومن ها از آن به صورت گرد گوشه ( با لبه های گرد) استفاده کرده اند.  

انجیر، سیب، انار از دیگر گیاهان مقدس هستند.

در پیش از اسلام هخامنشیان گیاهی به نام لوتوس یا نیلوفر آبی داشتند که دارای تقدس زیادی بوده، در دوره صفویه این گیاه تبدیل به گل اناری می شود که شباهت بسیاری به لوتوس دارد.

C. نقوش هندسی

1.مقرنس

2. شمسه

3. کاربندی

4. دکور های متقاطع

5. یزدی بندی و ...

مصری ها در هندسه حرف اول را می زدند، مصری های پیش از اسلام در هندسه بسیار پیشرفته بودند، انواع گره سازی ها و کاربندی ها از مصر به دیگر سرزمین های اسلامی راه یافته است.

D. نقوش انسانی و حیوانی که پس از اسلام بیشتر در قصر ها و خانه ها مورد استفاده قرار گرفته.

در زمان بنی امیه از این نقوش به طور گسترده در کاخ ها و حمام کاخ های خارج از شهر به صورت نقوش رقاصه ها، موسیقی، شکار، شاه با لباس فاخر و ... استفاده شد.

صفویان نیز در قصر هایشان از نقوش انسانی و حیوانی بهره گرفته اند.

ساسانیان سرآمد نقوش انسانی و حیوانی بودند و اکثر نقوش انسانی و حیوانی پس از اسلام با الهام از نقوش ساسانی نقش بسته است.  

E. نقوش ساختمانی: استفاده از عوامل ساختمانی در دکور ها، به طور مثال در زمان پارت ها استفاده از ستون های کاذب تزئینی را داریم.

F. تزئینات خطی که معمولاً با استفاده از خطوط کوفی، نسخ و ثلث صورت می پذیرفته است.  

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت   توسط بهار  |